سعید لیلاز اقتصاددان و تحلیلگر اقتصادی گفت: دشمن ۳۰ سال برای فروپاشی اقتصاد ایران تلاش کرد، اما موفق نشد.
به گزارش همشهری آنلاین، در شرایطی که جنگ، تحریم، محاصره دریایی و نااطمینانیهای سیاسی بار دیگر اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده، سعید لیلاز، اقتصاددان و تحلیلگر اقتصادی، در میزگرد اقتصادی تلویزیون همشهری، ریشه بخش مهمی از مشکلات کنونی اقتصاد ایران را نه در تحریم، بلکه در ساختارهای داخلی اقتصاد، رشد نقدینگی، ناترازی شبکه بانکی، فساد و بوروکراسی میداند. او البته اثر تحریم و جنگ را انکار نمیکند، اما معتقد است تحریم عامل اولیه و تعیینکننده مشکلات اقتصادی ایران نیست و بیش از آنکه موتور ایجاد بحران باشد، در مقاطع مختلف به تشدید مشکلات موجود کمک کرده است.
لیلاز در این گفتوگو با اشاره به تجربه چند دهه تحریم علیه ایران گفت که طی حدود ۳۰ سال گذشته، همواره گروهی منتظر بودهاند اقتصاد ایران زیر فشار تحریمها فروبپاشد، اما چنین اتفاقی رخ نداده است. بهگفته او، حتی شدیدترین فشارهای اقتصادی نیز نتوانستهاند اقتصاد ایران را از حرکت بازدارند و امروز نیز نباید همه مشکلات کشور را به تحریم نسبت داد.
تحریم یک شوک است، نه موتور دائمی تورم
به باور لیلاز، تحریم میتواند یکبار از مسیر کاهش درآمدهای ارزی و نفتی، فشار تورمی ایجاد کند، اما نمیتوان افزایش مداوم قیمتها را به هر بار تکرار تحریم نسبت داد.
او برای توضیح این دیدگاه، مثالی از کاهش درآمد نفتی مطرح کرد و گفت: اگر درآمد نفتی کشوری از ۱۰۰ به ۵۰ برسد، طبیعی است که شوک بزرگی ایجاد شود و تورم افزایش پیدا کند؛ اما در ادامه، بازار خود را با سطح جدید درآمدها تطبیق میدهد و اقتصاد در سطح تازهای از تعادل قرار میگیرد. از این منظر، به اعتقاد او، نمیتوان هر موج جدید گرانی را مستقیما به تحریم نسبت داد.
لیلاز در عین حال تأکید کرد که تحریم بیاثر نیست. او در گفتوگو سهمی برای تحریم در مشکلات اقتصادی قائل شد و آن را عاملی مهم در تشدید مشکلات دانست، اما گفت این عامل نه اولیه و نه تعیینکننده است.
او همچنین با اشاره به برآوردهای صندوق بینالمللی پول درباره اقتصاد ایران گفت که براساس این برآوردها، تولید ناخالص داخلی ایران ممکن است نسبت به سال قبل حدود ۵ درصد کاهش پیدا کند و از نگاه او، تنها بخشی از این افت ـ شاید ۲ تا ۳ درصد ـ مستقیما به جنگ مربوط باشد. استدلال او این است که اقتصاد ایران از مدتها پیش از جنگ وارد دوره رکود شده بود و نمیتوان تمام مشکلات فعلی را به تحولات نظامی ماههای اخیر نسبت داد.
ریشه بحران از نگاه لیلاز؛ رشد نقدینگی و ناترازی بانکها
لیلاز در ادامه، تورم را بزرگترین مشکل اقتصادی ایران دانست و عامل اصلی آن را رشد نقدینگی عنوان کرد. او گفت: اگرچه تحریم و جنگ میتوانند به افزایش تورم کمک کنند، اما موتور اصلی تورم را باید در ساختار پولی و بانکی کشور جستوجو کرد.
او به نقل از برخی مقامات مهم اقتصادی و بانکی اظهار کرد که از دید آنها، حدود دوسوم تورم میتواند ناشی از ناترازی شبکه بانکی باشد. لیلاز همچنین به نقل از برخی صاحبنظران اقتصادی گفت که حدود ۴۰ درصد داراییهای شبکه بانکی ایران ممکن است عملا موهوم باشد.
این اقتصاددان این وضعیت را بسیار جدی توصیف کرد و از آن با تعبیر بزرگترین کلاهبرداری تاریخ ایران یاد کرد؛ تعبیری که بیانگر شدت انتقاد او از وضعیت فعلی شبکه بانکی است، نه یک گزارش رسمی حسابرسی.
او ریشه بخشی از این مشکل را در گسترش بیضابطه بانکهای خصوصی در دهههای گذشته دانست و با اشاره به دوره ریاست محسن نوربخش بر بانک مرکزی گفت: نوربخش مخالف ایجاد بانک توسط مؤسسات شبهدولتی بود و تأکید داشت که بانک باید با انضباط ایجاد شود. بهگفته لیلاز، پس از آن دوره، تعداد زیادی بانک و مؤسسه مالی ایجاد شد و ساختار بانکی بهتدریج با مشکلاتی مواجه شد که آثار آن امروز در ناترازی بانکها دیده میشود.
لیلاز همچنین به رابطه نرخ سود و تورم اشاره کرد و گفت: وقتی نرخ سود بانکی به شکل معناداری پایینتر از نرخ تورم باشد، گرفتن تسهیلات بانکی میتواند به یک رانت اقتصادی تبدیل شود. او با یک مثال گفت: اگر فردی بتواند یک میلیارد تومان وام دریافت کند، در شرایطی که نرخهای مؤثر تسهیلات پایینتر از تورم باشد، عملا ماهانه دهها میلیون تومان منفعت بهدست میآورد؛ منفعتی که از جیب سپردهگذار و در چارچوب همین ساختار خلق میشود.
اصلاح بانکها؛ دیر، ناکافی و کند
لیلاز در ارزیابی سیاستهای بانک مرکزی گفت: عبدالناصر همتی اقداماتی برای ساماندهی شبکه بانکی انجام داده، اما این اقدامات از نگاه او بسیار دیر، بسیار ناکافی و کند بوده است.
او معتقد است که در شرایط کنونی، اصلاح نظام بانکی به تصمیمهای جدی و گاه دردناک نیاز دارد. بهگفته وی، تجربه کشورهای دیگر نشان داده است که در دورههای بحران بانکی، دولتها گاهی ناچار شدهاند با بانکهای ناتراز به شکل قاطع برخورد کنند و حتی اجازه ادامه فعالیت برخی از آنها را ندهند.
با این حال، لیلاز علت احتیاط دولتها را نیز درک میکند. از نگاه او، برخی بانکها میلیونها سپردهگذار، سهامدار خرد و ذینفع دارند و برخورد ناگهانی با آنها ممکن است پیامد اجتماعی ایجاد کند اما هشدار میدهد که به تعویق انداختن اصلاحات، درنهایت میتواند گزینههای دولت را از بین ببرد و اصلاح را از یک انتخاب به یک اجبار تبدیل کند.
بوروکراسی؛ بحران پنهان اقتصاد ایران
یکی دیگر از محورهای اصلی سخنان لیلاز، بوروکراسی بود. او معتقد است که بخش مهمی از ناکارآمدی اقتصادی کشور نه ناشی از نبود دانش، بلکه نتیجه ترس از تصمیمگیری و طولانی شدن فرایندهای اداری است.
او با اشاره به برخی تصمیمها و مصوبات مربوط به دوره جنگ گفت: اجرای برخی از آنها تا ۸۰ یا ۹۰ روز طول کشیده است؛ موضوعی که از نگاه او با شرایط جنگی و بحرانهای فوری اقتصاد سازگار نیست.
لیلاز تأکید کرد که ایران بحرانهای خود را همچنان با سازوکارهای سنتی و از مسیر کمیسیون، جلسه و سامانه حل میکند و حتی در شرایط اضطراری حاضر نیست برای مدت کوتاه، برخی رویههای بوروکراتیک را کنار بگذارد.
او با کنایه به وابستگی مدیران به سامانههای اداری گفت: گاهی سامانه از ابزار حل مسئله به یک هدف تبدیل میشود؛ بهگونهای که مدیر به جای حل مشکل، از خود سامانه تبعیت میکند.
از نگاه او، بخشی از ترس مدیران نیز ناشی از همین ساختار است؛ مدیران دولتی میدانند درصورت هر تصمیم خارج از رویههای معمول، ممکن است بعدا با نهادهای نظارتی و قضایی مواجه شوند. نتیجه این وضعیت، احتیاط بیش از حد و تأخیر در تصمیمگیری است.
چرا نیروهای مسلح بهتر تصمیم میگیرند؟
لیلاز در بخشی دیگر از گفتوگو، عملکرد نیروهای مسلح را با دستگاه اجرایی مقایسه کرد و گفت: در شرایط فعلی، نیروهای مسلح توانستهاند بهتر از بخشهای دیگر کشور با شرایط جنگی سازگار شوند.
او ثبات فرماندهی، استمرار برنامهها و امکان تصمیمگیری سریع را از عوامل این عملکرد میداند و معتقد است در حوزههای نظامی و دفاعی، ساختارها بهگونهای شکل گرفتهاند که در شرایط بحران میتوانند سریعتر واکنش نشان دهند.
او همچنین با اشاره به تفاوت عملکرد در جنگهای اخیر، این احتمال را مطرح کرد که ساختارهای تصمیمگیری نظامی پس از تجربههای قبلی اصلاح شده باشند؛ بهگونهای که در شرایط جدید بتوانند بدون طی کردن مسیرهای طولانی اداری پاسخ دهند.
از نگاه لیلاز، مسئله مهم این است که چنین سازوکاری در دستگاه اجرایی کشور وجود ندارد و اقتصاد همچنان درگیر مجموعهای از فرایندهای کند و بوروکراتیک است.
جنگ یا مذاکره؛ مسئله اصلی چیز دیگری است
یکی از مهمترین محورهای گفتوگو، نقد دوگانه جنگ یا مذاکره بود.
لیلاز معتقد است جریانهای سیاسی مختلف گاهی به شکلی درباره آمریکا و جنگ صحبت میکنند که گویی ۲ گزینه اصلی پیش روی ایران، یا مصالحه با آمریکا یا رویارویی نظامی است؛ درحالیکه از نگاه او، این دوگانه مسئله اصلی را پنهان میکند.
او میگوید چه ایران با آمریکا وارد مذاکره شود و چه با آن مقابله کند، بدون اصلاح ساختار اقتصادی داخلی، بخش اصلی مشکلات پابرجا خواهد ماند.
بهگفته او، کسانی که از مذاکره و توافق دفاع میکنند، در بسیاری از موارد راهحل اقتصادی خود را در بازگشت به فروش نفت میبینند؛ در مقابل، کسانی که صرفا بر تشدید رویارویی با آمریکا تأکید دارند، از دید او گاهی بحران داخلی را به بیرون منتقل میکنند.
جمعبندی لیلاز این است که اصلاحات داخلی باید همزمان با هر نوع سیاست خارجی دنبال شود و اگر قرار است ایران در برابر فشار خارجی مقاومت کند، باید از درون نیز توانمندتر شود.
اصلاحات دردناک؛ از سوخت تا ارز
لیلاز بخش دیگری از سخنان خود را به اصلاحات اقتصادی اختصاص داد. او معتقد است ایران سالهاست اصلاحات دشوار را به تأخیر انداخته و به همین دلیل، اصلاحاتی که میتوانست در مقاطع مختلف با هزینه کمتری انجام شود، اکنون به تصمیمهای بسیار سخت تبدیل شده است.
او درباره قیمت سوخت گفت: مسئله اصلی فقط قیمت بنزین و گازوئیل نیست؛ بلکه ابتدا باید رشد نقدینگی کنترل شود. از نگاه او، اگر تورم همچنان بالا باشد، اصلاح قیمت سوخت هر چند سال یکبار میتواند به بحران اجتماعی تبدیل شود.
لیلاز در عین حال با افزایش قیمت سوخت در شرایط تورمی بدون انجام اصلاحات بنیادی مخالفت کرد و گفت: نمیتوان هر چند سال یکبار جامعه را در معرض شوک قیمتی قرار داد و از آن انتظار ثبات داشت.
او همچنین موضوع قاچاق سوخت را مطرح کرد و گفت: بخشی از مصرف بالای سوخت در ایران نتیجه قاچاق و اتلاف منابع است. به اعتقاد او، در شرایط فعلی روزانه دهها میلیون دلار منابع در قالب سوخت ارزان از بین میرود؛ منابعی که میتوانست در جای دیگری به اقتصاد ایران کمک کند.
دلار ۲۸۵۰۰؛ سیاستی که مشکلزا شد
لیلاز در ادامه به سیاست ارز ترجیحی و دلار ۲۸۵۰۰ تومانی نیز پرداخت. استدلال او این است که وقتی ارز با قیمت مصنوعی در اختیار برخی واردکنندگان قرار میگیرد، فاصله میان نرخ رسمی و نرخ بازار زمینه ایجاد رانت، فساد و قاچاق معکوس را فراهم میکند.
او به صادرات برخی کالاها، ازجمله ماکارونی، اشاره کرد و گفت: در دورهای کالایی با استفاده از ارز یارانهای تولید و با نرخهای بالاتر در بازارهای خارجی عرضه میشد؛ بنابراین بخشی از یارانه ارزی عملا به جای مصرفکننده ایرانی، در مسیر دیگری مصرف میشد.
لیلاز تأکید کرد: اصلاح نرخ ارز باید همزمان با مقابله با فساد و اصلاح ساختارهای اقتصادی انجام شود و صرفا تغییر یک نرخ، بدون اصلاح موتورهای ایجادکننده تورم، مسئله را حل نمیکند.
کشاورز، گندم و مسئله بهرهوری
او برای توضیح دیدگاه خود درباره سیاستهای اقتصادی، از بازار گندم نیز مثال زد. بهگفته لیلاز، دولت گندم را از کشاورز داخلی خریداری میکند، اما در برخی موارد پرداخت پول با چندماه تأخیر انجام میشود؛ درحالیکه فروشندگان خارجی معمولا شرایط متفاوتی برای دریافت پول دارند.
از نگاه او، سیاست درست این است که دولت ضمن حمایت از تولید داخلی، پرداخت به کشاورز را تسریع کند و اجازه ندهد ساختارهای ناکارآمد مالی، هزینه اصلاحات را به تولیدکننده منتقل کنند.
مشروعیت فقط با حفظ نظم سیاسی نیست
یکی از مهمترین مفاهیمی که بارها در سخنان لیلاز تکرار شد، رابطه میان مشروعیت و کارآمدی بود.
او معتقد است حفظ ثبات سیاسی بدون افزایش کارآمدی اقتصادی در بلندمدت ممکن نیست؛ به همین دلیل، اجرای اصلاحات اقتصادی هرچند دردناک باشد، از نگاه او بخشی از حفظ توان حکمرانی است.
لیلاز گفت: اگر دولت بخواهد با قاچاق سوخت مقابله کند، با مقاومت گروههای ذینفع و حتی فشارهای امنیتی و اجتماعی مواجه خواهد شد؛ اما مسئله فقط ترس یک مدیر یا یک وزارتخانه نیست، بلکه مشکل، ساختاری است که تصمیمگیری بموقع و قاطع را دشوار کرده است.
از نگاه او، جامعه نیز نمیتواند برای همیشه ضعف مدیریتی، فساد و ناکارآمدی را تحمل کند. بنابراین اصلاحات باید پیش از آن انجام شود که بحرانها به نقطه برگشتناپذیر برسند.
تنگه هرمز؛ تضمین تمامیت ارضی کشور
در بخش دیگری از این گفتوگو، لیلاز درباره تنگه هرمز و نقش آن در معادلات منطقهای سخن گفت.
او مخالف این دیدگاه است که تنگه هرمز دیگر کارآمدی گذشته را ندارد. از نظر او، اگر ایران مهمترین ابزار ژئوپلیتیک خود را کنار بگذارد، در آینده ناچار خواهد شد بهدنبال ابزار بازدارنده دیگری بگردد.
او میگوید: آمریکا و اسرائیل بهدنبال تبدیل ایران به لیبی و سوریه هستند در نتیجه ایران به هیچ عنوان نباید تنگه هرمز را از دست بدهد و اگر تنگه هرمز از دست برود چیزی برای بازدارندگی مناسب نداریم.
لیلاز حتی استدلال میکند که اگر ایران تنگه هرمز را از دست بدهد، اهمیت توان بازدارندگی هستهای برای کشور بیشتر خواهد شد؛ بنابراین از نگاه او، کنار گذاشتن هر یک از ابزارهای ژئوپلیتیک ایران لزوما به کاهش فشار خارجی منجر نمیشود.
او همچنین تأکید کرد که مسئله اختلاف ایران و آمریکا را نمیتوان صرفا به موضوع هستهای یا غنیسازی تقلیل داد و از نگاه او، تعارض عمیقتری میان ایران مستقل و نظم مورد نظر آمریکا وجود دارد.
ایران نفتی مستقل؛ در برابر نظم مورد نظر آمریکا
لیلاز در بخش دیگری از این گفتوگو، ریشه اختلاف ایران و آمریکا را فراتر از موضوعاتی مانند غنیسازی، تنگه هرمز یا حتی پرونده هستهای دانست.
از نگاه او، ایالات متحده با یک کشور نفتی مستقل و غیرهمسو با نظم مورد نظر آمریکا مسئله دارد و ایران در میان کشورهای نفتخیز جهان، جایگاهی متفاوت پیدا کرده است.
او با اشاره به تحولات ونزوئلا گفت: آمریکا اساسا نمیخواهد ایران به یک کشور نفتی مستقل خارج از مدار نفوذ خود تبدیل شود و به همین دلیل، به باور او، حتی اگر تهران در برخی موضوعات مانند غنیسازی یا تنگه هرمز عقبنشینی کند، لزوما فشارها پایان نخواهد یافت.
لیلاز تأکید کرد که از نگاه او، نفت ایران برای آمریکا یک هدف مهم است، اما اهمیت ژئوپلیتیک ایران بهعنوان یک کشور نفتی مستقل و جایگاه آن در معادلات جهانی، حتی از مسئله نفت نیز فراتر رفته است.
اگر رهبران تصمیم به مذاکره دارند، نباید جلوتر از آنها حرکت کرد
لیلاز در موضوع مذاکره نیز موضع خود را بر پایه اعتماد به ساختار تصمیمگیری کشور توضیح داد.
او گفت: در سالهای گذشته عملا مذاکرات متوقف نشده و بنابراین تکرار صرف عبارت مذاکره نمیتواند بهعنوان یک راهحل مستقل مطرح شود. با این حال، تأکید کرد که اگر رهبری سیاسی کشور تصمیم به مذاکره بگیرد، او از آن حمایت میکند و اگر تصمیم بر ادامه مقابله باشد، از آن نیز دفاع خواهد کرد.
او در همین چارچوب از کسانی که خود را جلوتر از ساختار رسمی تصمیمگیری قرار میدهند انتقاد کرد و گفت: اگر کسی به رهبری اعتماد دارد، نباید در تصمیمگیریهای حساس از آن جلو بزند.
لیلاز همچنین تشبیه برخی افراد به صلح حدیبیه را درباره وضعیت کنونی ایران نادرست دانست و شکست برجام را یکی از نشانههایی عنوان کرد که نشان میدهد نمیتوان مسائل ایران و آمریکا را صرفا با یک توافق حلشده تلقی کرد.
آمریکا؛ فشار اقتصادی یا تشدید تقابل؟
لیلاز معتقد است آمریکا در سالهای اخیر تلاش کرده اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دهد، اما هنوز نتوانسته از طریق تحریم و محاصره اقتصادی به هدف نهایی خود برسد.
او گفت: اگر آمریکا در تحمیل شکست اقتصادی به ایران ناکام بماند، ممکن است به گزینههای خطرناکتری روی بیاورد و حتی از احتمال شرارت نظامی سخن گفت؛ این بخش البته تحلیل و ارزیابی شخصی اوست.
لیلاز همچنین با اشاره به هزینههای نظامی آمریکا و ایران گفت: فاصله توان مالی کشور بسیار زیاد است، اما به باور او، نتیجه جنگ صرفا با مقایسه بودجههای نظامی تعیین نمیشود و توان مقاومت اقتصادی و اجتماعی اهمیت زیادی دارد.
بهگفته او، حتی آمریکا نیز در یک جنگ طولانی هزینههای قابل توجهی متحمل میشود و فشار جنگ صرفا محدود به ایران نیست.
مسئله اصلی تابآوری؛ اقتصاد ایران چقدر ظرفیت ادامه دارد؟
درنهایت، محور اصلی تحلیل لیلاز به مفهوم تابآوری بازمیگردد.
او معتقد است ایران هنوز به نقطهای نرسیده که دیگر امکان اصلاح وجود نداشته باشد و تأکید میکند که اقتصاد، مدیریت و ساختار حکمرانی کشور همچنان قابلیت اصلاح دارند اما شرط آن را تصمیمگیری سریع، کاهش رشد نقدینگی، اصلاح شبکه بانکی، مقابله با فساد، کاهش بوروکراسی و اجرای اصلاحات ساختاری میداند.
از نگاه لیلاز، ایران مشکل ندانستن ندارد؛ مشکل اصلی، ناتوانی در اجرای تصمیمهای دشوار است. او معتقد است راهحل بسیاری از مسائل اقتصادی پیچیده نیست، اما اجرای آنها به جسارت، انسجام دستگاههای تصمیمگیر و آمادگی برای پرداخت هزینههای کوتاهمدت نیاز دارد.
جمعبندی او در این گفتوگو این است که ایران برای عبور از فشار خارجی، پیش از هر چیز باید از درون توانمندتر شود. به تعبیر او، نمیتوان هم با آمریکا وارد یک رویارویی طولانی شد و همزمان انتظار داشت همه گروههای اجتماعی بدون پرداخت هزینه، کاملا رضایت داشته باشند.
از این منظر، جنگ و تحریم اگرچه فشار ایجاد میکنند، اما در نگاه لیلاز، مسئله اصلی اقتصاد ایران جای دیگری است. بهگفته او مسئله اصلی در تورمی است که با رشد نقدینگی تغذیه میشود، در بانکهای ناتراز، در رانت و فساد، در بوروکراسی و در تصمیمهایی است که سالها به تعویق افتادهاند.
او تأکید کرد که اصلاحات ممکن است دردناک باشد، اما تأخیر در آن میتواند هزینهای بهمراتب بیشتر به کشور تحمیل کند.
تراستیها و جرقههای دیماه ۱۴۰۴
لیلاز در بخش دیگری از گفتوگو، تحولات دیماه ۱۴۰۴ را نیز به موضوع «تراستیها» مرتبط دانست.
او با اشاره به کاهش شدید ورود ارز حاصل از صادرات نفت گفت: در مقطعی که قرار بود درآمدهای صادراتی ماهانه در محدوده چند میلیارد دلار باشد، این رقم به حدود ۱۵۰ میلیون دلار کاهش پیدا کرد و در همان شرایط، اعتراضها و ناآرامیهای داخلی شکل گرفت.
به روایت لیلاز، بخشی از این وضعیت به عملکرد شبکههای موسوم به «تراستی» بازمیگشت؛ شبکههایی که بهگفته او نه دولت و نه فعالان رسانهای، ایجادکننده آن نبودند.
او معتقد است شکلگیری این وضعیت و پیامدهای داخلی آن، در ادامه به آمریکا این تصور را داد که ساختار سیاسی و اقتصادی ایران ممکن است بر اثر یک فشار خارجی شدید فروبپاشد.
لیلاز این وضعیت را با این تعبیر توضیح داد که طرف مقابل امیدوار بود با وارد کردن یک «لگد به در»، کل ساختمان فروبریزد.
کد خبر 1065842 منبع: روزنامه همشهری
-
هشدار لیلاز درباره اقتصاد ایران ؛ چه چیزی اقتصاد کشور رو زمین گیر کرده است؟
-
شگفتی تازه زحل | یک «دهضلعی» غولآسا در قطب جنوبی سیاره کشف شد
-
ترامپ سازمان سیا را برای مسلح کردن ایرانیان اعزام خواهد کرد؟ | آمادهایم هر زمان به ایران حمله کنیم
-
جزئیات تازه از درآمدهای نفتی ایران | راه های ویژه فروش نفت ایران چیست؟
-
جنگ علیه ایران انتخاب ما نبود، اما هزینهاش را میپردازیم!
-
آمریکا ۲۰ هدف را در حمله به ایران در نظر گرفته بود
-
سرنوشت نامعلوم دختر ۱۵ساله
-
آشا محرابی مهمان «همکلام» میشود
-
پخش مجموعه تلویزیونی «مرد سه هزار چهره» از امشب
-
قالیباف: ایران آماده است …
-
پیشنهاد استقرار بمب اتمی آمریکا در این کشور | واکنش به یک پیشنهاد خطرناک و تبدیل شدن به خط مقدم نبرد
-
ترامپ عصبانیتش از جنگ را اینگونه خالی کرد
-
بمب خبری در اسرائیل؛ رسوایی رابطه نامشروع نتانیاهو و سکوتی که شکست
-
پرسپولیس من و تیمم را بخرد؛ اما باید خودم سرمربی اش شوم
-
حمله موشکی به اهداف آمریکایی در شمال اردن
-
تارتار باید اورونوف را فیکس بازی دهد و بیفوما را هم تعویض نکند! | بازیکن شاخصی در پرسپولیس و استقلال ندیدم
-
بیانضباطی باعث منع حردانی از تمرین شد | کاپیتان استقلالیها در اختیار باشگاه
-
اسقاط خودرو با هزینه خریدار