برخلاف تحلیلهای قبلی، همکاری امارات و اسرائیل عملا چشم انداز حکمرانی بن زاید را به خطر انداخته است.
به گزارش مشرق، روابط راهبردی امارات با رژیم صهیونیستی که با امضای پیمان ابراهیم در سال ۲۰۲۰ به اوج خود رسید، هیچ دستاورد مثبتی برای امنیت ملی و ثبات آن به همراه نداشته است.
***
امارات متحده عربی در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، پیشگام برقراری روابط با رژیم صهیونیستی است. این امیرنشین پس از امضای پیمان اسلو (۱۹۹۳) روابط غیررسمی خود با این رژیم را در حوزه اقتصادی آغاز کرد. پس از تعمیق روابط اقتصادی، توسعه روابط سیاسی نیز در دستور کار امارات قرار گرفت که حاصل آن امضای پیمان ابراهیم در سال ۲۰۲۰ بود.
همکاری گسترده امارات با محور آمریکایی-صهیونیستی و حتی اقدام مستقیم آن در جنگ تحمیلی سوم باعث شد، این کشور بیشترین پاسخ دفاعی از ایران را در بین کشورهای هدف دریافت کند. این فرصت وجود داشت که امارات در پی خسارتهایی که در جنگ متحمل شد، سیاست خود را در قبال روابط با آمریکا و رژیم صهیونیستی تغییر دهد؛ اما آنچه امروز مشاهده میشود این است که این روابط آنقدر تعمیق یافته که به راحتی گسسته نمیشود.
روابط راهبردی امارات با رژیم صهیونیستی، نهتنها این کشور را مقابل ایران، بلکه در تقابل با کشورهای منطقه نیز قرار داده است. در این خصوص نشریه «ریسپانسیبل استیت کرافت» (۱)، مجله موسسه کوئینسی نوشت: «مشارکت عمیقتر ابوظبی با تلآویو خطر تشدید تنش با سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس را دارد که به طور فزایندهای اسرائیل را به عنوان یک تهدید میبینند. بمباران دوحه توسط اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۵ این درک را در عربستان سعودی ایجاد کرد که تمایل تلآویو برای ایجاد درگیری در فراتر از مرزهای خود، تهدیدی برای این پادشاهی و سایر امیرنشینهای حاشیه خلیج فارس است که از عادیسازی با اسرائیل خودداری کردهاند.»

این نشریه همچنین به تاثیر روابط امارات با رژیم صهیونیستی بر تنش و درگیری مستقیم با عربستان در پروندههای منطقهای پرداخت و نوشت: «همسویی روزافزون امارات با اسرائیل میتواند به منبع اصلی اصطکاک با عربستان سعودی تبدیل شود، به ویژه هنگامی که در کنار خروج ابوظبی از اوپک و اوپک پلاس در اوایل امسال؛ حمایت آن از پیشرویهای کوتاهمدت شورای انتقالی جنوبی (STC) در جنوب و شرق یمن، حمایت از سومالیلند و نیروهای واکنش سریع سودان (RSF) در نظر گرفته شود».

این جنگ به نوشته میدل ایستآی «تضاد بین جاهطالبیهای ابوظبی و واقعیتهای ژئوپلیتیکی را آشکار کرده است. حملات ایران به زیرساختهای خلیج فارس، ابوظبی را با ناهماهنگی بین خودانگارهاش به عنوان یک قدرت میانی و آسیبپذیری ساختاریاش به عنوان یک کشور کوچک مواجه کرده است».
باید تأکید کرد که روابط عمیق امارات با رژیم صهیونیستی نهتنها هیچ دستاورد مثبت و ملموسی برای این کشور به همراه نداشته؛ بلکه صرفاً منبعی از خسارتهای پیوسته و فزاینده برای امارات بوده است. این همسویی، امارات را در معرض حملات دفاعی ایران قرار داده، جایگاه آن را در شورای همکاری خلیجفارس تضعیف کرده و با عربستان سعودی در تقابل مستقیم قرار داده است. آنچه این وضعیت را آشکارتر میسازد، این است که امارات امروز در انزوایی نسبی گرفتار شده که محصول مستقیم همان روابطی است که تصور میشد برگ برندهای برای ارتقای قدرت منطقهای آن باشد، درحالیکه در عمل، تنها میراث این رویکرد، افزایش تنشها، کاهش اعتماد همسایگان و وابستگی روزافزون به محوری است که هیچ منفعت عینی و پایداری برای مردم و امنیت ملی امارات به ارمغان نمیآورد.




