هزار روز نبرد بیوقفه در چند جبهه، رژیم صهیونیستی را وادار به مصرف تمام ذخایر راهبردی خود کرد. امروز در سایه آتشبسی ناپایدار، ارتش دشمن اذعان میکند که برای جنگ مجدد، هیچ آمادگی کاملی ندارد.
سرویس جهان مشرق– در شرایطی که تابستان سال ۱۴۰۵ از راه رسیده و منطقه غرب آسیا همچنان در التهاب ناشی از آتشبس شکننده پس از جنگ ۴۰ روزه به سر میبرد و درگیریهای محدود نیز ادامه دارد، رسانههای رژیم صهیونیستی پرده از یک فاجعه امنیتی بیسابقه برداشتهاند.
در حالی که درگیریهای پراکنده و کوچک همچنان در مرزها جریان دارد و سایه یک رویارویی دیگر با ایران سنگینی میکند، وبسایت «کلکلیست» در گزارشی هشدارآمیز از خالی شدن انبارهای موشکهای رهگیر و تحلیل رفتن کامل توان پدافندی این رژیم خبر داده است.

انبارها در حال خالی شدن هستند: ارتش اسرائیل نسبت به آسیب به آمادگی برای جنگ هشدار میدهد
انبارهای موشکی پس از حدود هزار روز جنگ به ظرفیت کامل خود بازنگشتهاند، ذخیره مهمات و موشکهای رهگیر تمام شده است.
این گزارش که بازتاب یک بحران عمیق درون ساختار نظامی دشمن است، آشکارا نشان میدهد که راهبرد فرسایشی محور مقاومت و دو جنگ سرنوشتساز سال ۱۴۰۴، «گنبد آهنین» افسانهای را به مشتی فلزات مصرفشده و غیرقابل جایگزینی تبدیل کرده است.
طبق اطلاعات منتشر شده، ارتش و وزارت دفاع رژیم صهیونیستی اذعان کردهاند که پس از گذشت بیش از هزار روز از طوفان الاقصی، جنگ با حزب الله لبنان و دو عملیات بزرگ موشکی – پهپادی ایران در وعده صادق ۱ و ۲ و متعاقب آن دو نبرد بزرگ در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، ذخایر راهبردی موشکهای رهگیر به پایینترین حد خود رسیده است.
یک افسر ارشد ارتش این رژیم با لحنی آکنده از استیصال هشدار داده است: «ما به رویارویی بعدی با ایران با آمادگی بسیار کمتری وارد خواهیم شد.»

این جمله نه یک تحلیل رسانهای، که اعترافی مرگبار از درون اتاق جنگ تلآویو است که ضعف مفرط دشمن را در برابر قدرت موشکی ایران و متحدانش فاش میکند.
آغاز درگیریهای مستقیم ایران و رژیم صهیونیستی و کاهش موشکهای رهگیری
برای درک عمق این بحران، باید کارنامه درخشان محور مقاومت را در ۳۳ ماه اخیر مرور کرد. از مهر ۱۴۰۲ و آغاز عملیات طوفان الاقصی، رژیم صهیونیستی وارد یک جنگ فرسایشی چندلایه شد. اما نقطه عطف این نبردها در سال ۱۴۰۴ رقم خورد؛ سالی که رژیم غاصب دو ضربه سهمگین را متحمل شد که موجودی انبارهای موشکیاش را برای همیشه تهی کرد.
نخستین ضربه مهلک در جریان عملیات «وعده صادق ۱» در فروردین ۱۴۰۳ رقم خورد. در پاسخ به حمله رژیم صهیونیستی به بخش کنسولی سفارت ایران در دمشق، جمهوری اسلامی ایران برای اولین بار مستقیماً از عمق خاک خود، موجی ترکیبی از صدها پهپاد انتحاری، موشکهای کروز و موشکهای بالستیک را به سوی سرزمینهای اشغالی گسیل داشت. این عملیات، بزرگترین حمله پهپادی و موشکی تاریخ علیه رژیم صهیونیستی بود. در آن شب سرنوشتساز، ایران نهتنها یک حمله نمایشی ترتیب نداد، بلکه سامانههای چندلایه پدافندی دشمن – از گنبد آهنین گرفته تا سامانههای فلاخن داوود و پیکان ۲ و ۳ – را به یک نبرد واقعی و تمامعیار وادار ساخت.

در جریان «وعده صادق ۱»، رژیم صهیونیستی و شرکای غربی آن (از جمله آمریکا، بریتانیا و فرانسه) برای سرنگونی پهپادها و موشکهای ایرانی، مجبور شدند حجم بیسابقهای از موشکهای رهگیر گرانقیمت را مصرف کنند. تحلیلهای نظامی آن زمان نشان داد که هزینه عملیات رهگیری در یک شب، از مرز یک میلیارد دلار گذشت. آن عملیات به جهان ثابت کرد که آسمان فلسطین اشغالی کاملاً نفوذپذیر است و زرادخانههای پدافندی رژیم، ظرفیت مقابله با یک حمله گسترده و هماهنگ را ندارند. «وعده صادق ۱» نهتنها یک پیروزی راهبردی سیاسی-نظامی بود، بلکه نخستین گام عملی برای تخلیه فیزیکی انبارهای موشکی دشمن محسوب میشد.
پس از این ضربه و در ادامه واکنشها به جنایات رژیم، عملیات «وعده صادق ۲» در مهر ۱۴۰۳ به اجرا درآمد. این عملیات که با فاصلهای کوتاه از عملیات اول و با قدرت تخریبی بهمراتب بالاتر طراحی شده بود، بار دیگر سامانههای پدافندی رژیم را به چالش کشید. در وعده صادق ۲، سپاه پاسداران با بهکارگیری موشکهای بالستیک فوقپیشرفته و هایپرسونیک، ضرباتی دقیق و مهلک به اهداف نظامی و اطلاعاتی در عمق سرزمینهای اشغالی وارد کرد. تصاویر شلیکهای پیاپی موشکهای ایرانی و اصابت مستقیم آنها به اهداف، به وضوح نشان میداد که لایههای پدافندی رژیم در برابر این حجم از آتش و فناوری، دچار فروپاشی تاکتیکی شدهاند.
اهمیت «وعده صادق ۲» در تحلیل توان پدافندی امروز رژیم صهیونیستی بسیار کلیدی است. در این عملیات، ارتش رژیم صهیونیستی که هنوز در حال هضم ضربه اول و تلاش برای بازسازی ذخایر خود بود، مجبور شد برای دومینبار در یک بازه کوتاه، بخش عمدهای از توان رهگیری خود را به صحنه بیاورد. کارشناسان نظامی معتقدند این عملیات دوم بود که عملاً ذخایر استراتژیک موشکهای رهگیر دشمن را از «وضعیت بحرانی» به «وضعیت فروپاشی» رساند. بسیاری از سیلوهای پرتاب در جریان این دو عملیات کاملاً تخلیه شدند و رژیم صهیونیستی دیگر نه فرصت و نه منابع مالی لازم برای پر کردن مجدد آنها پیدا کرد.
تصاویر عملیات وعده صادق ۲
در ادامه نبرد ۱۲ روزه در میانههای سال ۱۴۰۴ بود. در این رویارویی فشرده و برقآسا، ایران با طراحی عملیاتی پیچیده، حجم عظیمی از موشکهای نقطهزن را به آسمان فلسطین اشغالی گسیل داشت. در آن ۱۲ روز، سامانههای پدافندی رژیم مجبور شدند در یک تقابل بیسابقه، بخش بسیار زیادی از ذخایر آماده خود و موشکهای پدافندی تولید شده پس از وعده صادق ۲ را برای دفع حملات ترکیبی به کار گیرند. تحلیلگران نظامی آن زمان هشدار دادند که اگر این نبرد ۱۲ روزه چند روز دیگر ادامه مییافت، پدافند رژیم صهیونیستی به معنای واقعی کلمه از کار میافتاد.
هنوز زخم این نبرد التیام نیافته بود که در اواخر سال ۱۴۰۴، جنگ رمضان آغاز شد. جنگی که با حماسهآفرینیهای جبهههای مختلف مقاومت از ایران تا لبنان همراه بود و تا اوایل سال ۱۴۰۵ تداوم یافت.
این جنگ ۴۰ روزه، یک آزمون واقعی برای بقای سامانههای پدافندی اسرائیل بود. در طول این ۴۰ شبانهروز، آسمان سرزمینهای اشغالی شاهد باران بیامان موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهای انتحاری بود که به صورت هماهنگ از چند جبهه شلیک میشد.
ارتش رژیم صهیونیستی که در این جنگ مجبور بود برای سرنگونی هر پرنده مهاجم، چندین موشک رهگیر گرانقیمت شلیک کند، عملاً ذخایر استراتژیک خود را به نقطه صفر رساند. گزارش کلکلیست دقیقاً به همین نقطه اشاره دارد و تأکید میکند که حتی با وجود آتشبسی که اکنون در سال ۱۴۰۵ برقرار شده، انبارها همچنان خالی هستند و فرآیند بازسازی آنها به دلیل مشکلات مالی فلجکننده، متوقف مانده است.

این بحران تنها به اینجا ختم نمیشود و ارتش تروریستی آمریکا نیز که به عنوان بازوی کمکی اصلی پدافندی رژیم صهیونیستی عمل میکرد، ما مشکلی مشابه مواجه است و اکنون توان پدافندی آمریکا در منطقه به پایین میزان خود در چند دهه گذشته رسیده است، به گونهای که در عملیات نصر ۲ و صاعقه سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران، بیش از ۱۳۰ هدف آمریکایی مورد اصابت موشک و پهپادهای ایرانی قرار گرفتند.
بحران اما فقط به خالی بودن سیلوهای پرتاب موشک محدود نمیشود. گزارشها نشان میدهد وزارت جنگ این رژیم حتی قادر به پرداخت پول سفارشهای خرید جدید نیست. اقتصاد رژیم صهیونیستی که زیر بار هزینههای سرسامآور سه جنگ بزرگ متوالی کمر خم کرده، اکنون در برابر صنایع نظامی داخلی و خارجی بدهکار است.
این یعنی نه تنها موشکی برای شلیک باقی نمانده، بلکه پولی هم برای خرید موشکهای جدید وجود ندارد. این بنبست اقتصادی-نظامی، مستقیماً نتیجه راهبرد هوشمندانه محور مقاومت در هدفگیری شریانهای حیاتی دشمن است. محاصره دریایی یمن، فلج شدن بندر ایلات، فرار سرمایهها و توقف گردشگری، تلآویو را از تأمین مالی جنگهای بعدی ناتوان ساخته است.
امروز، در میانه سال ۱۴۰۵، اگرچه آتشبس میان آمریکا، و ایران به همراه محور مقاومت برقرار است، اما درگیریهای محدود همچنان در گوشهوکنار منطقه جریان دارد. این درگیریهای کنترلشده اما مستمر، درست مانند قطرههای آبی که سنگ را میفرساید، اجازه بازسازی توان پدافندی را به ارتش تروریستی آمریکا نمیدهد و رژیم صهیونیستی نیز با توجه به فشارهای موجود، فرصت چندانی برای بازسازی ذخایر موشکهای پدافندی خود ندارد.
شیرجه دیدنی موشک ایرانی و اصابت به نقطه تعیین شده در سرزمینهای اشغالی
نتایج راهبردی به نفع محور مقاومت
اعتراف ارتش رژیم صهیونیستی مبنی بر کاهش شدید آمادگی برای رویارویی با ایران، یک پیروزی راهبردی بزرگ برای محور مقاومت محسوب میشود. این اعتراف چند پیام روشن دارد:
فروپاشی بازدارندگی: دشمنی که همواره تهدید به «حمله پیشدستانه» به زیرساختهای ایران میکرد، اکنون به صراحت اعلام میکند که نه تنها توان حمله ندارد، بلکه از پاسخ ایران به شدت وحشت دارد. وقتی انبارهای موشکهای رهگیر خالی باشد، آسمان سرزمینهای اشغالی در برابر موشکهای نقطهزن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیدفاع خواهد بود.
آسیبپذیری مطلق در بحران: وضعیت ملتهب کنونی منطقه و تداوم درگیریهای کوچک، یک تهدید وجودی برای رژیم و ارتش تروریستی آمریکا است. چرا که هر لحظه ممکن است این درگیریهای کوچک به جنگی تمامعیار تبدیل شود. در این سناریو، محور مقاومت با آگاهی کامل از خالی بودن انبارهای دشمن، ابتکار عمل را برای وارد آوردن ضربه نهایی در دست دارد.
شکست در جنگ اقتصادی: ناتوانی در پرداخت هزینه سفارشهای تسلیحاتی نشان میدهد که رژیم صهیونیستی در نبرد اقتصادی نیز شکست خورده است. محور مقاومت با تحمیل هزینههای سنگین نظامی و فلج کردن اقتصاد دشمن، او را در وضعیتی قرار داده که دیگر توان بازسازی ارتش فرسوده خود را ندارد.

سال ۱۴۰۵ را باید سال افشای ضعف ساختاری رژیم صهیونیستی نامید. پس از نزدیک به سه سال نبرد مداوم، از طوفان الاقصی در ۱۴۰۲ گرفته تا نبرد ۱۲ روزه و جنگ فرسایشی ۴۰ روزه در ۱۴۰۴، امروز ارتش رژیم غاصب با انبارهای خالی و خزانهای ورشکسته، در برابر اراده پولادین نیروهای مقاومت ایستاده است. جمله آن افسر ارشد که گفت «ما با آمادگی بسیار کمتری به رویارویی با ایران میرویم»، نه یک هشدار، که نویدبخش پیروزیهای بزرگتر جبهه مقاومت در آینده است.
محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران ثابت کرده است که با صبر راهبردی، عملیاتهای هوشمندانه و تداوم جنگ فرسایشی، میتوان ابهت دروغین دشمن صهیونیستی را در هم شکست. امروز توپ در زمین مقاومت است و هر تصمیمی برای نبرد بعدی، در حالی گرفته میشود که دشمن آشکارا به زانو در آمده و توان دفاع از خود را ندارد. همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، رژیم صهیونیستی در سراشیبی سقوط قرار دارد و اعتراف به خالی شدن انبارهای موشکی، سندی محکم بر این ادعاست.



