نظریههای مختلف درباره «جامعیت قرآن» (مانند جامعیت مطلق)، بهرغم استناد به ادله، به دلیل فقدان تحلیل منسجم و قانعکننده، با چالش و خطای راهبردی مواجهاند.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
مقصود از جامعیت قرآن چیست؟ آیا جامعیت قرآن به صورت مطلق بوده و هر آنچه که نیاز بشر است – اعم از نیازهای معنوی و اخروی و نیازهای مادی و دنیوی – را در بر دارد؟ آیا برای اثبات این نظریه، می توان از خود آیات کمک گرفت؟
پاسخ:
یکی از موضوعهای مهم در علوم قرآنی و بحثهای بنیادین در قرآنشناسی، شناخت قلمرو آموزههای قرآن است. آیا آموزههای قرآن کریم، منحصر در مسائل خاص معنوی و اخلاقی و اخروی است یا آنکه حوزههای گوناگون زندگی فردی و اجتماعی، دنیایی و آخرتی و حتی مسائل علمی و تخصصی را در بر میگیرد؟ این مسئله از دیرباز در میان قرآنپژوهان مطرح بوده و هست و بر همین اساس، در آراء و نظرات شماری از قرآنپژوهان انعکاس یافته است. مسئله جامعیت، در مقیاس وسیعتر در باره خود دین نیز مطرح است که آیا آموزهها و دستورات دینی محدود به مسائل ارزشی و اخلاقی و اخروی است یا آنکه به مسائل عینی زندگی فردی و اجتماعی انسان و حقایق خارجی دنیوی نیز میپردازد؟
اهمیت و کارکرد «جامعیت قرآن»
اهمیت موضوع جامعیت قرآن، ازآن جهت است که کارآمدی بخش قابلتوجهی از مباحث کلیدی قرآن شناختی همانند جهانی و جاودانه بودن قرآن، اعجاز قرآن، اصالت قـرآن، فرازمانی و فرامکانی بودن قرآن و … درگرو فـهم دقیق جامعیت قرآن و درک صحیح از دامنه و گستره آن است.
معناشناسی و گستره جامعیت قرآن
«جامعیت» مصدر جعلی از ریشهٔ جمع به معنای فراگیر بودن و شمول است. تعبیر جامعیت در زبان فارسی رواج یافته و در کتابهای عربی جدید با واژه «شمولیه» از آن یاد میکنند. منظور از جامعیت قرآن این است که در آن از هیچ نکته و مسئلهای غفلت نشده است و همهچیز را در خود دارد.
دیدگاههای متنوعی در باب جامعیت قرآن مطرح شده است که در این میان، نظریههای متعددی چون: «جامعیت حداکثری و مطلق و عام، مشتمل بر همه حقایق هستی و پاسخگوی همه نیازهای اخروی و نیازهای دنیوی،» «جامعیت نسبی متناسب با نیازهای معرفتی و هدایتی،» «جامعیت مقایسهای در نسبت با دیگر کتابهای آسمانی» و … شکل گرفته است.
نظریه جامعیت مطلق قرآن
برخی معتقدند که قرآن، جامع همهچیز بوده و همه حقایق هستی در قرآن وجود دارد. طرفداران این نظریه معتقدند گزارههای علوم مختلف یا لااقل اصول کلی و اساسی علوم از قرآن قابل استنباط است. (1) این گروه از قرآنپژوهان بر جامعیت علمی قرآن در رشتههای مختلف از قبیل طب، مناظره، هندسه، نجوم و … اذعان داشـته و قرآن را جامع علوم اولین و آخرین علوم حتی حرفهها و صنایع گوناگون دانسته اسـت. (2) برخی از قرآنپژوهان بر استخراج علوم بشری و قوانین علمی تجربی از قرآن اصرار افراطگرایانه داشته و بسیاری از حرفهها و مشاغل دنیوی همانند خیاطی، نجاری، صیادی، آهنگری، کشاورزی، دریانوردی و … در قرآن جستجو کرده و برای هرکدام آیه یا آیاتی از قرآن را ذکر میکنند؛ (3) بهعنوان نمونه در ارتباط با خیاطی به آیه ۲۲ سوره اعراف، نویسندگی به آیه ۴ سوره علق، کشاورزی به آیه ۶۳ سوره واقعه و… استناد کرده و سعی در دینی جلوه دادن تمامی این فنون کردهاند. (4)
مستندات قرآنی جامعیت مطلق
طرفداران نظریه جامعیت حداکثری قرآن (جامعیت مطلق و عام) بر آیاتی از قرآن استناد کرده و تلاش دارند رأی خویش را فرآیندی از فهم و جمع این آیات بدانند که در ادامه به استدلال آنان به یک نمونه از این آیات و نیز بررسی و نقد آن اشاره میشود:
«وَ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ …؛ (5)
و این کتاب را بر تو فرو فرستادیم در حالی که بیان رسا و روشنگر هر چیزی (از علوم و معارف) است.»
این آیه، قرآن را «تبیان کل شیء» معرفی میکند؛ یعنی از مقام تبیان بـودن قـرآن در کـنار ســایر نقشهای آن همانند هدایت، رحمت و بشارت ســخن گفته و جامعیت قرآن را مورد تأکید قرار داده است. با توجه به دو واژه «کلّ» و «شیء» که عام و مطلقاند، ترکیب «کلّ شیء» همهچیز را در بر میگیرد و بر همین اساس، قرآن کریم، مشتمل بر همهچیز است.
نقد و بررسی
گرچه ظاهر آیه یادشده بر تبیان بودن قرآن برای هر چیز دلالت دارد؛ ولی در اینجا نیز ـ مانند آیات دیگر ـ باید بر اساس قواعد فهم، به قراین سخن توجه کنیم. در قرآن کریم در موارد دیگر نیز چنین تعبیرهایی داریم؛ ولی کسی از آن استفاده عموم نکرده است؛ مثلاً مشابه همین تعبیر درباره تورات آمده است:
«ثُمَّ آتَیْنَا مُوسَی الْکِتَابَ تَمَامًا عَلَی الَّذِیَ أَحْسَنَ وَ تَفْصِیلاً لِّکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدًی وَ رَحْمَهً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ؛ (6)
سپس به موسی کتاب (تورات) دادیم برای اتمام (نعمت) بر کسی که نیکوکار باشد و آن را نیکو بداند و در خود و جامعه خود نیکو پیاده کند و برای تفصیل و بیان هر چیزی (از اصول و فروع شریعت او) و تا مایه هدایت و رحمت (بر آنان) باشد، شاید به دیدار پروردگارشان ایمان آورند.»
«وَکَتَبْنَا لَهُ فِی الأَلْوَاحِ مِن کُلِّ شَیْءٍ مَّوْعِظَهً وَتَفْصِیلاً لِّکُلِّ شَیْءٍ؛ (7)
و برای او در آن لوحها از هر چیزی پندی و شرح هر چیزی نوشتیم.»
در این دو آیه به وجود تفصیل هر چیزی در کتاب آسمانی تورات تصریح شده است، باآنکه تردیدی نیست که همه امور در تورات وجود ندارد؛ مطالبی در قرآن وجود دارد که در تورات نیست؛ بنابراین «کلّ شیء» در این موارد، به معنای همهچیز نیست، بلکه به معنای هر چیزی است که بیان آن در تورات ضرورت داشته و مورد نیاز قوم او بوده است. (8)
همچنین در آیه:
«إِنِّی وَجَدتُّ امْرَأَهً تَمْلِکُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِن کُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ؛ (9)
من زنی را یافتم که بر آنان پادشاهی میکند و از هر چیزی به او داده شده و او را تختی است بزرگ؛»
منظور آن نیست که خدا همهچیزهای جهان را به ملکهٔ سبا داده بود؛ بلکه با توجه به مقام سخن و تناسب حکم و موضوع، مقصود آن است که از هر چیز که لازمهٔ ملک و سلطنت است، به او عطا فرموده بود و در امور کشورداری کمبودی نداشت.
بنابراین، در مورد قرآن نیز چنین است؛ قرآن بیانکننده هر چیزی است که باید در این کتاب الهی بیان شود، بیان برای هر چیزی است که شایستگی بیان در قرآن داشته باشد، نه آنکه همه امور جهان در آن آمده باشد. (10) قرآن، تبیان هر چیزی است که مردم تا دامنهٔ قیامت در مسیر هدایت بدان نیازمندند.
روایاتی نیز بر این نکته دلالت دارد؛ مانند:
«اِنَّ اللهَ اَنْزَلَ فِی الْقُرْآنِ تِبْیَانَ کُلِّ شَیءٍ حَتَّی وَاللهِ مَا تَرَکَ اللهُ شَیْئا یَحْتَاجُ اْلْعِبَادُ اِلَیْهِ اِلا بَیَّنَهُ لِلْنَّاسِ حَتَّی لا یَسْتَطِیعَ عَبْدٌ یَقُولَ لَوْ کَانَ هَذَا نُزِّلَ فِیْ اْلْقُرْآنِ اِلا وَ قَدْ اَنْزَلَ اللهُ فِیه؛ (11)
بهراستیکه خداوند بیان هر چیزی را در قرآن فرو فرستاده است تا آنجا که به خدا قسم خدا چیزی از امور موردنیاز بندگان را باقی نگذاشته، مگر آنکه آن را برای مردم بیان کرده است؛ بهگونهای که هیچکسی نمیتواند بگوید که ایکاش این (مطلب) در قرآن آمده بود، مگر آنکه خداوند همان را در قرآن فرو فرستاده است.»
نتیجه:
1. هرچند که قرآنپژوهان مسلمان بر جامعیت قرآن، باور دارند، ولی بر تعریف یکسانی از مفهوم آن و نیز تعیین مرزهای مشترکی از قلمرو آن اتفاقنظر ندارند؛ برخی بر جامعیت حداکثری و مطلق پافشاری کرده و جمعی بر جامعیت نسبی متناسب با رسالت و مأموریت قرآن تأکید دارند.
2. طرفداران نظریه جامعیت فراگیر قرآن، به ادله قرآنی و حدیثی و عقلی تمسک جسته و تلاش کردهاند که دیدگاه خود را همسو با منابع دینی نمایان سازند، ولی بهنظر میرسد بهنوعی دچار خطای راهبردی شدهاند؛ زیرا پافشاری بر این دیدگاه با اصل هدایتگری قرآن در عرصه رسالت و مأموریت خود ناسازگار است.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. قرآنشناسی (ج 2) (معارف قرآن، ج 6)، مصباح یزدی، محمدتقی، موسسه امام خمینی، صص 287 -310.
2. جامعیت و کمال دین، علی ربانی گلپایگانی، تهران، دانش و اندیشه معاصر، 1379 ش.
3. قرآن در اسلام، سید محمدحسین طباطبایی، ص 6 ـ 17 و 22.
4. قرآن و قلمروشناسی دین، مصطفی کریمی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1382 ش.
5. قلمرو پیام پیامبران، احد فرامرز قراملکی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1376 ش.
6. قلمرو دین، محمدتقی مصباح یزدی (گفتارهای مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه).
7. جامعیت قرآن، محمدعلی ایازی، رشت، کتاب مبین، 1380 ش.
پینوشتها:
1. این دیدگاه به ابنمسعود نسبت داده شده و گروهی از قرآنپژوهان به این دیدگاه گرایش پیدا کردهاند؛ ر.ک: اسماعیل بخاری، التاریخ الکبیر، ج 9، ص 44؛ غزالی، ابوحامد، (١٤٠٢ق) احیاء علـوم الدین، بیروت، دارالمعرفه، ج ٣، ص١٨-١٦؛ غزالی، ابوحامد، (بیتا)، جواهر القرآن، بیروت، المرکز العربی للکتاب، ص 25؛ زرکشی، بدرالدین محمد، (١٤١٠ق)، البرهان فی علوم القرآن، بیروت، دارالمـعرفه، ج 2، ص 181؛ سیوطی، جلالالدین عبدالرحمن، (1421 ق) الاتقان فی علوم القرآن، بیروت، دار الکتاب العربی، ج ۲، ص 262؛ آلوسی بغدادی، سید محمود. (١٤١٥ق) روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج ٤، ص ٣٩؛ فیض کاشانی، محمد محسن. (١٤١٦ق) التفسیر الصافـی، قم، مؤسسه الهادی، ج 1، مقدمه هفتم، ص 57 و 58؛ طنطاوی جـوهری. (بـیتا)، الجواهر فی تفسیر القرآن، بـیروت، دارالفکر، ج ١، ص ٨٩-٨٤؛ و …
2. ذهـبی، محمدحسین. (١٣٩٦ق) التفسـیر و المفسـرون، بیجا: دارالکتب الحدیث، ج ٢، ص٤٨٢ -٤٧٨؛ معرفت، محمدهادی. (١٣٧٤) التمهید فی علوم القرآن، قم، دفـتر نـشر اسـلامی، ج 6، ص 15.
3. رضایی اصفهانی، محمدعلی، (١٣٨٥) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، قم: انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قـرآن، ص 44.
4. سیوطی، جلالالدین عبدالرحمن، (1421 ق.)، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت، دار الکتاب العربی، بیروت، ج ۲، ص 263.
5. سوره نحل، آیه 89.
6. سوره اعراف، آیه 145.
7. سوره انعام، آیه 92.
8. طباطبایی، سید محمدحسین (1402 ق.)، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ج8، ص 245.
9. سوره نمل، آیه 23.
10. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، (1398 ش.)، معارف قرآن جلد 6 – قرآنشناسی جلد 2، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ج 2، ص 291.
11. فیض کاشانی، محمد محسن، (1415 ق.)، تفسیر الصافی، تهران، مکتبه الصدر، چاپ دوم، ج 3، ص 151؛ مجلسی، محمدباقر، (1403 ق.)، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ج 65، ص 237 و ج 85، ص 81.
کد مطلب 2249860
-
مقصود از جامعیت قرآن چیست؟
-
نسخهای برای تقویت حافظه؛ از آیتالکرسی تا دعایی که علما برای افزایش فهم توصیه کردهاند
-
وقتی دروغ، تیترِ اول شد؛ معاویه چگونه افکارِ عمومی را علیهِ امامِ حسن (ع) چرخاند؟
-
آیا تابوت امام حسن مجتبی(ع) تیرباران شد؟ بررسی یک روایت تاریخی در منابع اسلامی
-
هدف اصلی از صلح امام حسن علیهالسلام چه بود؟
