هم در روایات آمده و هم به تجربه اثبات شده که هر ظلمی، مکافات دارد و در روایات نقل شده که همه گناهان بد، اما ظلم بدتر است. ظلم روی ظلم و گناه روی گناه، آدمی را وارونه میکند و به آنجا میرساند که در روز قیامت منکر همه چیز میشود، در مقابل خدا قد علم میکند و حتی قسم میخورد که خدا اشتباه میکند.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیتالله العظمی مظاهری بهمناسبت ایام سوگواری حضرت سیدالشهدا(ع)، درس اخلاق معظم له با موضوع «۱۰ حدیث نورانی از امام حسین(ع)» را منتشر میکند.
«أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی.
روایتی است از امام باقر(ع) و امام پنجم از امام چهارم، حضرت زینالعابدین(ع) نقل میکند، روایت بسیار حساسی است؛ اما آن قضیهای که حساسترش میکند، این است که امام چهارم میفرمایند، وقتی پدرم به خیمه آمد تا با من خداحافظی کند ـ خون اطراف بدن و صورت امام حسین(ع) را گرفته بود که ظاهراً این خونها از آنجا بوده که میرفتند و شهدا را میآوردند ـ در آن وقتی که دیگر هیچکس نبوده، امام حسین(ع) به امام سجاد(ع) فرمودند، به غیر از من و تو دیگر مردی در این خیمهگاه نیست؛ حالا در این وضع امام حسین(ع) نصیحتی به امام سجاد(ع) کرده، معلوم است امام سجاد(ع) میشود واسطه؛ یعنی نصیحت برای ماست، اما امام سجاد(ع) در معرض است و میفرماید، پدرم در آن موقع که فرمودند هیچ مردی غیر از من و تو در اینجا نیست، خداحافظ، من رفتم، امام سجاد(ع) میخواستند بلند شوند، زمین خوردند، نتوانستند بلند شوند؛ آن وقت آقا نصیحت و حرف آخرشان به امام سجاد(ع) این بوده: «یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ؛ ای فرزندم، از ظلم به کسی که در برابر تو، هیچ یاریکنندهای به جز خداوند ندارد، بر حذر باش.» (الکافی، ج ۲، ص ۳۳۱) به کسی که جز خدا یاوری ندارد، مواظب باش به او ظلم نکنی.
این روایت با این حساسیتش اقسام و مراتب دارد. یک مرتبهاش آنهایی هستند که آمدند و امام حسین(ع) را کشتند و بعد هم زن و بچه و امام سجاد(ع) را اسیر کردند؛ «إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ»، این یک مرتبهاش است.
مرتبه دوم، کسی بر ملتی حکومت پیدا کند و به آن ملت ظلم کند که اثر وضعی اعمال مردم هم خدا فرموده همین است: «سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ سُلْطَاناً لَا عِلْمَ لَهُ وَ لَا حِلْمَ لَهُ وَ لَا رَحْمَ لَهُ.» (جامعالاخبار، ص ۱۳۰؛ بحار الأنوار، ج ۲۲، ص ۴۵۴) این هم مرتبه دومش است.
مرتبه سوم، ظلمکردن زن به شوهر یا شوهر به زن یا هر دو به اولاد یا اولاد به پدر و مادر؛ مادر پیری دیگر هیچکس را ندارد، جز این پسر، نیش به او بزند، توی خانه زنسالاری باشد، زن داد و فریاد کند، نیش بزند، یا اینکه مرد بر سر زنش مسلط است و نیش بزند، ظلم کند، العیاذ بالله کتک بزند، یا بچهها مخصوصاً دختر زیر یوغ این پدر است، خرج و مخارج میدهد، اما نیش هم دارد یا به عکس؛ همینطور که قرآن بر این پافشاری دارد که اگر پدر و مادر زیر دست تو شدند، دیگر وظیفهات بسیار سنگین است و باید «وَ لَا تَنهْرْهُمَا؛ بر ایشان بانگ نزن یا ایشان را از خود نران.» (سوره اسراء، آیه ۲۳) حتی امام صادق(ع) میفرمایند که اگر کتک هم زدند، «فَلَا تَقُل لهَّمَا أُفٍ؛ پس به آنها سخن بیزاری و ناخوشایند نگو.» (سوره اسراء، آیه ۲۳) معنا میکنند نمیتوانی بگویی که چرا بدی میکنید؟ (الکافی، ج ۲، ص ۱۵۷) حالا پسری یا دختری پیدا شود، مادرش مثلاً به عقیده خودش بیفرهنگ است، زیر دست است، بخواهد ظلم کند.
ظلمهایی که انسان را عاقبتبخیر نمیکند
ولی مهمتر از همه اینها این است که در مجلسی، کسی را دست بگیرند، آن یک غیبت کند، آن دیگری غیبت کند و…، این باید از او دفاع کند. اگر دفاع نکند در آن مجلس، غیبتشونده هیچکس را ندارد جز خدا: «إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ.» اینها انسان را عاقبتبخیر نمیکند، به تجربه هم اثبات شده و در مجلس شایعهپراکنی شود، این ساکت بماند، ظلم است؛ در مجلس تهمت بزند، آن بابا هم نیست که دفاع کند و همه ما باید در مجالس اینجوری ـ که خیال نمیکنم فعلاً مجلسی که اینجوری هم نباشد، بتوانید پیدا کنید ـ ساکت نمانیم و دفاع کنیم.
اما چنین نیستیم، برای خاطر اینکه اگر حرف بزند، از دستش بدشان میآید؛ این ساکت میماند، بعضی اوقات نیز همسو و همگام میشود: «إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ»، این هم یک مصداقش است، مصداق بالایش هم هست؛ دارند توهین میکنند، حالا یا پشت سرش یا جلوی رویش یا در این رسانههای گروهی و آبرویش را میبرند. وقتی آبروی کسی را بردند، دیگر آبرو برگرداندن بسیار مشکل است. گناهش چقدر است؟ جنگ با خداست: «مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ بَارَزَنِی بِالْمُحَارَبَةِ؛ هرکه به دوستی از من اهانت کند، آشکارا به جنگ من آمده است.» (الکافی، ج ۲، ص ۳۵۲)
اکنون دارد توهین میکند به این مرد مسلمان و ما باید جلوی ظلم را بگیریم؛ نگیریم عاقبتبخیر نمیشویم، نگیریم مصداق این روایتی میشویم که در حساسترین مواقع از فردی که بالاتر از ایشان نداشتیم، مثل امام حسین(ع)، نداریم مثل حسین(ع)، به کسی که امام است، مثل امام چهارم، یعنی دو نفر که دو انسان کامل از هر جهت تمام، فوق تمام هستند، گفتوگو کردهاند برای ما و معمولاً این است که وقتی با هم گفتوگو میکنیم، ذهنمان میرود به سمت دیگران، مثل اینکه مردم همیشه اینجور هستند، میگوید مردم بدند، تو چه؟ گویا این استثنای منقطع است، مردم بدند، مردم که دیگر چیزی ماسوای اجتماع نداریم، اگر کسی مثلاً برخی از فلاسفه میگویند افراد داریم، اجتماع داریم، باز هم آن اجتماع را عنوانی انتزاعی از افراد میدانند؛ به این میگوییم اجتماع.
دفاع از مسلمانان از اوجب واجبات است
بنابراین، اگر مردم بد هستند، روی خودمان حساب کنیم، ببینیم خوبیم یا نه؟ در مثل این روایتها هم اینجوری است یا روایت را میخوانیم، ذهنمان میرود به سمت شمر بن ذیالجوشن و عمر بن سعد و کسانی که آمدند امام حسین(ع) را بکشند و امام حسین(ع) شکایت کرده به این لسان: «یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ»؛ مسلماً فقط این معنایش نیست، معنایش توسعه دارد، این روایت همیشه زنده است و باید مواظب باشیم، یک دفعه در ذهنمان نیاید، وقتی که پردهها عقب رفت، ببینیم ظلم کردهایم به کسی که یاوری ندارد جز خدا، متوجه نشدهایم و ذهنمان به جاهای دیگری رفته و این دفاع از مسلمانها از اوجب واجبات است.
فقط شیخ انصاری در مکاسب که نیست، همه میگویند غیبتکردن و غیبتشنیدن مثل هم است، گناهی که غیبتکردن دارد، غیبتشنیدن هم دارد. من خیال نمیکنم شما فقیهی پیدا کنید که غیر از این باشد، یعنی مرحوم شیخ انصاری در مکاسب میگویند، بعد هم محشین مثل مرحوم سید میگویند، بعد هم بالاخره مراجع، فقها، همه و همه. روایت میگوید غیبت را بگویی، مردهخوری است، غیبت را بشنوی، مردهخوری است و باید دفاع کنی، وگرنه تو هم مثل همان غیبتکننده هستی و توبهاش هم همین است که انسان توبه کند از اینکه چرا غیبت، تهمت و شایعه را شنید و دفاع نکرد؟ چرا ساکت ماند؟
این هم در روایات آمده و هم به تجربه اثبات شده که ظلم، هر ظلمی، مکافات دارد و قضایا نقل کردهاند. در روایات نقل شده که همه گناهان بد، اما ظلم بدتر است. بنابراین، تذکری هم بدهم؛ آن کسانی که مثل شما هستند، یعنی آدم صالح و شایسته و ان شاء الله بهشتی، اگر ظلم کنید، اگر به این روایت عمل نکنید، خدا برای اینکه پاکتان کند، در این دنیا گرفتارتان میکند؛ اما اگر آدم خوبی نباشید، ممکن است قانون استدراج با شما کار نداشته باشد، در دنیا «إِنَّما نُمْلی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً؛ ما فقط به ایشان مهلت میدهیم تا بر گناه خود بیفزایند» باشید. (سوره آلعمران، آیه ۱۷۸)
قرآن چه کتاب خوبی است؛ همهچیز دارد: «ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ؛ ما هیچچیزی را در کتاب (لوح محفوظ) فروگذار نکردهایم.» (سوره انعام، آیه ۳۸) این آدمهای خوب که در این دنیا گرفتارند، اینها بدیهایشان دست و پا پیچشان شده؛ اما از الطاف خفیه خداست، برای اینکه پاک شوند، دم مرگ مولا امیرالمؤمنین علی(ع) بتواند این را نزد خودش ببرد. بنابراین، روایت هم داریم، اینجور افراد، یعنی افراد خوب، اولاً گناهانشان توی دنیا دست و پا پیچشان میشود، گرفتار میشوند حسابی تا دم مرگ، دم مرگ به آنها سختگیری میشود حسابی، حتی در روایات میخوانیم که جانش را میگیرند، مثل زندهای که رگهای بدنش را زنده زنده بیرون بکشند، برای اینکه پاک شود.
عالم برزخش سختتر است، سخت، میگفت به کسی توهینی کردم و فراموش کردم، توبه نکردم، اکنون یک عقرب شده و این عقرب دیگر از بین رفتنی هم که نیست، عالم برزخ است، مرگ که نیست. آن آقا گفته بود، شما را به خدا بروید آن شخص را راضی کنید تا این عقرب برود و نابود شود و بالاخره در عالم برزخ، حسابی سخت میگیرند تا روز قیامت پاک شود. اگر نشد، ۵۰ هزار سال نگهش میدارند، این هم از الطاف خفیه خداست، برای اینکه پاک شود؛ روی تل چرک و خون ۵۰ هزار سال این را نگه میدارند، زیر هرم جهنم، زیر دود جهنم تا بالاخره بتواند مورد شفاعت واقع شود.
یعنی ابتدا نمیتواند مورد شفاعت واقع شود، این کارها را میکنند تا بتواند مورد شفاعت واقع شود؛ دیگر آن وقت اگر نشد، باید برود جهنم؛ جهنم هم از الطاف خفیه خداست، برای اینکه بسوزد، کدوراتش از بین برود. از طرف پروردگار عالم که نمیشود زجری باشد، هر زجری هست، از خودمان است. دنیا و گرفتاریها این است، مثلاً برخی سؤال هم کردهاند، فلانی خیلی بد است، من خوبم، چرا او باید اینقدر در رفاه باشد، من گرفتار باشم؟ همین است که آن آدمهایی که بالاخره باید بهشتی شوند، اینها هم گناهانی دارند، مخصوصاً ظلم؛ اینها در این دنیا اگر بشود، با الطاف خفیه خدا، بهواسطه بلاها پاک میشوند. در بحث از تجسم عمل هم صحبت کردهام که «ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُم؛ این عقوبت بهدلیل کار و کردار پیشین شماست.» (سوره آلعمران، آیه ۱۸۲)
عواقب خطرناک ظلم
ظلم بسیار خطرناک است و قرآن هم میفرماید، خیال نکن حالا که غیبت کردی، تهمت زدی، شایعهپراکنی کردی، حالا که در خانه ظلم کردی، خیال نکن که خبری نیست؛ اشکال نکن بگو چرا آن شخص آنجور و من اینجور؟ تو را میخواهند پاک کنند، او چه؟ قرآن دو سه جا این معنا را میفرماید که «إِنَّما نُمْلی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً.» بنابراین، به جهنم هم میروند تا ببینند کی پاک میشود.
روایتی آقای بهجت(رض) نقل میکردند که حضرت عیسی(ع) به خدا گفت، خدایا این شیطان به تو بسیار بدی کرد، قبول داریم، اما تو هم ارحمالراحمینی، رحمت خدا وسعت کل شیء است، بیا و او را بیامرز. خدا به حضرت عیسی(ع) گفت آشتی میکنم، اما یک شرط دارد، شرطش این است که برو به شیطان بگو که بگوید غلط کردم، یعنی توبه، بگوید غلط کردم، میآمرزم. حضرت عیسی(ع) بسیار خوشحال شد. رسید به شیطان. شیطان خدمت کردم برایت، چقدر عالی. چه کردی؟ بگو غلط کردم، یعنی توبه واقعی، یعنی بهراستی پشیمان از گذشته. تا حضرت عیسی(ع) این را به شیطان گفت، شیطان عصبانی شد، گفت حق نداشتی بروی از این کارها بکنی، خدا باید از من عذرخواهی کند، نه من از خدا! هر وقت خدا از من عذرخواهی کرد، آن وقت من حاضرم با خدا آشتی کنم!
نظیرش را نقل میکنند که پیامبر اکرم(ص) گاهی میروند داخل جهنم، برای اینکه دانه بگیرند، این شیعههای بدبختی که نشده شفاعت شوند، باید آلودگی رفع شود تا مورد شفاعت قرار گیرند. گاهی خودشان، گاهی با امیرالمؤمنین(ع) میروند، دانه را هم میگیرند، گاهی یکی، گاهی بیشتر اینها پاک شدهاند، میآورندشان در حوض کوثر و مورد شفاعت قرار میدهند و به بهشت میبرندشان؛ اما برخی کارشان به این اندازه خطرناک است که یک وقت میبینند نسیم رحمتی در جهنم وزید، سؤال میکنند این نسیم رحمت چیست؟ این خنکی مثل نسیم شمال، در هوای مثلاً ۱۰۰ درجهای، یک دفعه نسیم شمال بوزد، چقدر مزه دارد؛ میگوید این نسیم چیست؟ میگویند پیامبر(ص) یا امیرالمؤمنین(ع) یا هر دو آمدهاند سری به جهنم بزنند. این میرود توی سلول، در سلولش را میبندد، برای اینکه چشمش به رسول گرامی(ص) نیفتد!
ظلم، آدم را اینجوری میکند، عاقبتبخیرش نمیکند، قرآن بالاتر از این میفرماید، برخی از اینها، بعضی شیطانها که به حضرت عیسی(ع) میگوید بد کاری کردی که میخواهی بین من و خدا آشتی بدهی، خدا باید از من عذرخواهی کند، برخی از اینها قرآن میگوید در روز قیامت منکر همهچیز میشوند، در مقابل خدا قد علم میکنند، منکر میشود، میگوید این پرونده برای من نیست، اینها دشمنی کردهاند، خدایا به حق خودت قسم، تو اشتباه میکنی و میخواهی من را به جهنم ببری! حق نداری! قسم هم میخورند، میگویند خدایا به حق خودت اشتباه میکنی. قرآن میگوید ببین انسان به کجا میرسد؟ که راستی یک وقت میرسد به آنجا که ظلم روی ظلم و گناه روی گناه، او را وارونه میکند. آن وقت خودش در دنیا تقلب، حقهبازی، گولزدن مردم، خیال میکند که راستی خدا هم همین است.
بنابراین، در روز قیامت این «ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُم» به اینجا میرساندش که قرآن میفرماید: «یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمیعاً فَیَحْلِفُونَ لَهُ کَما یَحْلِفُونَ لَکُمْ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلی شَیْءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْکاذِبُونَ؛ روزی که خدا همه آنان را برمیانگیزد، همانگونه که برای شما سوگند یاد میکردند، برای او نیز سوگند یاد یاد میکنند و چنان پندارند که حق به جانب آنهاست. آگاه باش که آنان همان دروغگویانند.» (سوره مجادله، آیه ۱۸)
ببین چقدر دروغگو هستند! در مقابل من، به من قسم میخورد که تو اشتباه میکنی! بیخود میخواهی من را به جهنم ببری! «إِنَّما نُمْلی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً» این معنایش است. بنابراین، این ظلمها بخواهد از بین برود، توبه میخواهد، وگرنه مانع عاقبتبخیری انسان میشود. روایت خوبی است و امیدوارم سرمشق زندگی همه ما باشد ان شاء الله.
و صلّی الله علی محمّد وَ آل محمّد.»
منبع:ایکنا
کد مطلب 2248735
- خرید ارزان بلیط هواپیما از 900 ایرلاین رزرو ارزان 1.5 میلیون هتل در سراسر دنیا خرید آنلاین بلیط قطار با بهترین قیمت انواع تورهای مسافرتی، برای هر نوع سلیقه اخذ ویزای آنلاین 50 کشور در کوتاهترین زمان صدور فوری انواع بیمه مسافرتی داخلی و خارجی
