فعال سیاسی اصلاح طلب می گوید: هرچند در سطح گفتار و ادبیات رسمی دولت نسبت به گذشته تغییراتی دیده میشود و این تغییر در ظاهر میتواند امیدوارکننده تلقی شود، اما در عمل هنوز نشانهای از یک چرخش جدی و اصلاحات ساختاری پایدار مشاهده نمیشود. واقعیت این است که سیاستهای اجتماعی همچنان زیر سایه نگاههای امنیتی و ملاحظات غیرپاسخگو به افکار عمومی قرار دارد.
خبرآنلاین: دو سال از آغاز به کار دولت مسعود پزشکیان میگذرد؛ دولتی که با شعارهایی مثل «وفاق»، «تنشزدایی»، «رفع فیلترینگ» و … آمد.
در مورد وفاق عدهای به پزشکیان خرده میگیرند که به جای وفاق با جامعه با تندروها و مخالفان سیاسی خود وفاق کرده است و از آنجا که این دسته از افراد با شعارها و وعدههای پزشکیان در تضاد بوده اند این نوع از وفاق قابل قبول نیست. پزشکیان شعار رفع فیلترینگ داده بود اما دولت او عملا رکورددار قطع اینترنت در جهان شد. در مورد تنشزدایی هم نیازی به توضیح نیست که جنگهای ۱۲ روزه با اسرائیل، جنگ ۴۰ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل و نبردهای نظامی اخیر با آمریکا در جنوب کشور رخ داد.
با این حال اگر منصانه به دو سال گذشته نگاه کنیم، میتوانیم مسعود پزشکیان را رکورددار بدشانسی هم بدانیم. این موضوع از جنگهای دو سال اخیر پیداست. هنوز ۴۸ ساعت نشده بود که اسماعیل هنیه که میهمان مراسم تحلیف مسعود پزشکیان بود در تهران ترور شد و اولین گلوله آغاز جنگ هم از اسرائیل به سوی ایران شلیک شد. در این شرایط، که قدرت رئیس جمهور فقط به مسائلی مثل پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان یا تامین برق کشور خلاصه میشود، دولت چهاردهم چه عملکردی داشته است؟ آیا توانسته دستکم رایدهندگان خود را راضی نگه دارد؟
در همین رابطه خبرآنلاین با جواد امام فعال سیاسی اصلاحطلب به گفتوگو نشسته است.
امام ضمن اشاره به شرایط دشواری که دولت در آن مسئولیت اداره کشور را بر عهده گرفت، معتقد است پزشکیان در تغییر رویکردهای حکمرانی و کاهش تنشها موفق بوده، اما در تبدیل این تغییرات به دستاوردهای ملموس برای مردم، همچنان با چالشهایی جدی روبهرو است.
مشروح گفتوگوی خبرآنلاین با جواد امام را در ادامه بخوانید؛
****
* در دومین سالروز تشکیل دولت آقای پزشکیان هستیم. ارزیابی شما از عملکرد دو سال گذشته این دولت چیست؟
واقعیت این است که دولت آقای پزشکیان در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ جمهوری اسلامی مسئولیت اداره کشور را بر عهده گرفت. از همان روزهای آغازین، با ترور مهمان رسمی مراسم تحلیف در تهران، تشدید تنشهای منطقهای، جنگهای تحمیلی و حملات مستقیم به خاک کشور، ناآرامیهای داخلی، تداوم تحریمها و انباشت مشکلات اقتصادی و معیشتی روبهرو شد. طبیعی است که در چنین شرایطی، بخش قابل توجهی از ظرفیت دولت صرف مدیریت بحران، حفظ ثبات کشور و جلوگیری از گسترش ناامنی شود.
با این همه، نمیتوان همه کاستیها را صرفاً به شرایط بحرانی نسبت داد. دولت علاوه بر مدیریت بحران، مسئول پیگیری مطالبات مردم و تحقق وعدههایی است که با آنها رأی اعتماد جامعه را به دست آورده است. از این منظر، کارنامه دو سال گذشته را باید ترکیبی از نقاط قوت و ضعف، تلاشهای قابل تقدیر و فرصتهای از دسترفته دانست.
به باور من، مهمترین نقطه قوت دولت، تغییر رویکرد در عرصه حکمرانی و تلاش برای کاهش تنش در سیاست داخلی و خارجی، پرهیز از ادبیات تقابلی، تقویت گفتوگو و توجه بیشتر به منافع ملی بوده است. اما در مقابل، در تحقق برخی وعدههای کلیدی، از جمله رفع محدودیتهای اینترنت، بهبود ملموس وضعیت اقتصادی، افزایش سرمایه اجتماعی و گشایش در روابط خارجی، انتظارات عمومی به طور کامل برآورده نشد؛ هرچند باید توجه داشت که بخشی از این ناکامیها نیز ناشی از محدودیت اختیارات دولت و تعدد مراکز تصمیمگیری در کشور بوده است.
در مجموع، اگر بخواهم ارزیابی منصفانهای ارائه کنم، معتقدم دولت پزشکیان در تغییر رویکردها تا حدی موفق بوده، اما در تبدیل این رویکردها به دستاوردهای ملموس برای زندگی مردم، کمتر از میزان انتظارات جامعه توفیق داشته است. این فاصله نیز بیش از هر چیز، محصول همزمانِ شرایط ویژه کشور، محدودیتهای ساختاری و کاستیهای اجرایی دولت است.
برخی از مدیران دولت با برنامهها، رویکردها و وعدههای آقای پزشکیان همراهی نداشتند
* آیا دولت در تحقق وعدههایی که داده بود موفق عمل کرده است؟
به اعتقاد من، پاسخ مطلقاً مثبت یا منفی نیست. دولت در تغییر برخی رویکردها، کاهش ادبیات تقابلی و ایستادگی در برابر نگاههایی که منافع جناحی را بر منافع ملی ترجیح میدهند، موفقیتهایی داشته است؛ اما در تحقق بسیاری از وعدههای اصلی خود، به دلایل مختلف از جمله شرایط خاص کشور، محدودیتهای ساختاری، محدود بودن اختیارات قانونی دولت و نیز نبود انسجام کافی در بدنه مدیریتی، همچنان با انتظارات جامعه فاصله دارد.
واقعیت آن است که بخشی از مدیرانی که با رویکرد وفاق و اعتماد رئیسجمهور وارد دولت شدند، در عمل همراهی لازم با برنامهها، رویکردها و وعدههای آقای پزشکیان نداشتند و در برخی موارد، بیش از آنکه خود را متعهد به اجرای برنامه دولت بدانند، به ملاحظات و گرایشهای دیگری پایبند بودند. این ناهماهنگی، بخشی از ظرفیت دولت را برای پیشبرد اصلاحات و تحقق وعدههای انتخاباتی کاهش داد.
علت رای به پزشکیان چه بود؟
مردم به آقای پزشکیان رأی دادند تا فضای سیاسی و اجتماعی کشور بازتر شود، مشارکت مردم در تصمیمسازی و تصمیمگیری معنا و جایگاه واقعی پیدا کند، محدودیتهای غیرضروری کاهش یابد، اینترنت آزادتر شود، اقتصاد به ثبات برسد، سرمایه اجتماعی ترمیم شود، نگاه امنیتی به فعالیتهای سیاسی و مدنی جای خود را به رویکردی مبتنی بر حقوق شهروندی و حاکمیت قانون بدهد، زندانی شدن فعالان سیاسی، مدنی و منتقدان کاهش یابد، حصر پایان پیدا کند و رسانههای مستقل و گردش آزاد اطلاعات تقویت شوند.
در بخش مهمی از این مطالبات، هنوز دستاوردها متناسب با انتظارات شکلگرفته در انتخابات نبوده است. کندی اصلاحات در حوزه حقوق شهروندی، آزادیهای مدنی و حکمرانی، تداوم برخی محدودیتهای سیاسی و اجتماعی و استمرار نگاههای تبعیضآمیز، از مهمترین نقدهایی است که حامیان دولت مطرح میکنند.
* نقاط ضعف و نقاط قوت آن را در چه می دانید؟
به اعتقاد من، مهمترین نقطه قوت دولت، تغییر رویکرد در حکمرانی و تلاش برای بازگرداندن عقلانیت، گفتوگو و اعتدال به عرصه مدیریت کشور بوده است. پرهیز از سیاستورزی هیجانی، تلاش برای کاهش تنشهای داخلی و خارجی، استفاده از ادبیات احترامآمیز در تعامل با جامعه و گروههای سیاسی، تأکید بر «نه به جنگ» و تقویت دیپلماسی بهعنوان راهی برای دستیابی به صلحی پایدار در چارچوب منافع، امنیت ملی، عزت و مصالح ایران، و نیز حفظ انسجام ملی در شرایط دشوار و بحرانی، از مهمترین نقاط قوت این دولت به شمار میرود. همچنین عملکرد دولت در مدیریت امور جاری کشور، حفظ تداوم خدمات عمومی و پشتیبانی از مردم در دوران جنگ و بحران، در مجموع قابل دفاع است.
در مقابل، مهمترین ضعف دولت این است که هنوز نتوانسته این تغییر رویکرد را به دستاوردهای ملموس در زندگی مردم تبدیل کند.
شهروندان بیش از هر چیز، نتیجه را در زندگی روزمره خود میسنجند. بهبود وضعیت معیشت، مهار تورم، رفع محدودیتهای اینترنت، گسترش آزادیهای اجتماعی، افزایش امید و امنیت روانی و ایجاد چشماندازی روشن برای آینده، مطالباتی بود که بخش مهمی از آنها هنوز محقق نشده یا دستکم با انتظارات جامعه فاصله دارد.
البته باید منصف بود و محدودیتهای ساختاری، تعدد مراکز تصمیمگیری و شرایط خاص کشور را نیز در این ارزیابی نادیده نگرفت؛ اما در نهایت، دولت با میزان تأثیری که بر زندگی مردم میگذارد سنجیده میشود. هر اندازه فاصله میان رویکردهای درست و نتایج عملی کمتر شود، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و امید به آینده نیز تقویت خواهد شد
جنگ را دولت پزشکیان آغاز نکرد
* بسیاری از رأیدهندگان انتظار تنشزدایی داشتند، اما جنگهای منطقهای و محدودیتهای اینترنتی هم در همین دوره رخ داد. این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
به اعتقاد من، باید میان آنچه در اختیار دولت است و آنچه خارج از حوزه اختیارات آن قرار دارد، تفکیک قائل شد. جنگ را دولت آقای پزشکیان آغاز نکرد و بخش مهمی از تصمیمات در حوزه سیاست خارجی، امنیتی و نظامی، خارج از صلاحیت و اختیار مستقیم قوه مجریه اتخاذ میشود. افزون بر این، رویارویی ایران و آمریکا را نمیتوان صرفاً محصول عملکرد این دولت دانست؛ این وضعیت، بیش از آنکه نتیجه تصمیمات دو سال اخیر باشد، حاصل انباشت سیاستها، تنشها و تحولات منطقهای و بینالمللی طی چند دهه گذشته است. بنابراین، منصفانه نیست که همه هزینههای این تحولات را متوجه دولت فعلی بدانیم.
در موضوع اینترنت نیز واقعیت این است که بخش مهمی از محدودیتها پیش از آغاز به کار این دولت وجود داشت و در شرایط جنگی نیز با استناد به ملاحظات امنیتی، محدودیتهای گستردهتری اعمال شد. با این حال، انتظار طبیعی و بهحق مردم این بود که پس از عبور از بحران، دولت با جدیت بیشتری برای رفع فیلترینگ، بازگرداندن دسترسی آزاد به اینترنت و تحقق وعدههای خود اقدام کند.
البته باید اذعان کرد که دولت در این مسیر با مقاومتها و محدودیتهای جدی روبهرو بوده است. دولت در چارچوب اختیارات خود، هرچند محدود و نه به اندازه انتظار افکار عمومی، گامهایی برای کاهش محدودیتها برداشت، اما وجود مراکز متعدد تصمیمگیری و نهادهای فراقوهای، از جمله شورای عالی فضای مجازی، که در عمل درباره سیاستهای کلان این حوزه تصمیمگیری میکنند، دامنه اختیار و اثرگذاری قوه مجریه را محدود کرده است.
به همین دلیل، معتقدم مهمترین چالش امروز حکمرانی در کشور، عدم تناسب میان «اختیار» و «مسئولیت» است.
از یک سو، دولت با رأی مردم مسئول اداره کشور و پاسخگویی در برابر مطالبات آنان شناخته میشود، اما از سوی دیگر، در بسیاری از حوزههای راهبردی، همه ابزارها و اختیارات لازم و قانونی برای اجرای برنامهها و وعدههای خود را ندارد. تا زمانی که این ناهماهنگی ساختاری برطرف نشود، نه دولتها قادر خواهند بود انتظارات مردم را به طور کامل برآورده کنند و نه افکار عمومی میتواند ارزیابی دقیقی از مسئولیت هر نهاد در اداره کشور داشته باشد. این مسئله، در نهایت، به کاهش اعتماد عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی منجر میشود.
وفاق زمانی معنا پیدا میکند که بر یک برنامه روشن برای حل مسائل کشور و با اتکا به رأی اکثریت شکل بگیرد
* در حوزه سیاسی گفته میشود وفاق دولت بیشتر با مخالفان بوده تا با جامعه. شما چه نظری دارید؟
ابتدا باید روشن کرد که منظور از «وفاق» چیست. وفاق در ادبیات سیاسی آقای پزشکیان، که در کارزارهای انتخاباتی نیز بر آن تأکید داشتند و خود را فردی اهل گفتوگو و پرهیز از تنش معرفی میکردند، به معنای کاهش شکافهای سیاسی، تقویت همگرایی ملی و عبور از فضای تقابل و دعواست. در اصل، این ایده در شرایطی که کشور با چندلایهای از اختلافات و تنشهای سیاسی و اجتماعی مواجه است، ایدهای درست و ضروری محسوب میشود.
اما وفاق زمانی معنا و کارکرد مؤثر پیدا میکند که بر یک برنامه روشن برای حل مسائل کشور و با اتکا به رأی اکثریت شکل بگیرد؛ نه صرفاً بهعنوان سازوکاری برای مدیریت روابط سیاسی، تقسیم مسئولیتها یا کاهش تنش میان جریانهای سیاسی، بدون آنکه پیوند کافی با اهداف اعلامشده دولت و مطالبات جامعه، بهویژه حامیان آن، برقرار شود.
در وضعیت فعلی، این نقد مطرح است که بخش مهمی از وفاق بیشتر در سطح تعامل با مخالفان سیاسی تعریف شده تا در سطح بازسازی رابطه دولت با جامعه و پایگاه رأی خود. به همین دلیل، برخی از حامیان دولت احساس میکنند که در فرآیند تصمیمگیریها و اولویتگذاریها کمتر دیده شدهاند و انتظارات اولیه آنان بهطور کامل محقق نشده است.
در حالی که انتظار حامیان آقای پزشکیان این بود که وفاق، ابزاری برای افزایش مشارکت مردم، تقویت حقوق شهروندی، رفع تبعیض، استقرار شایستهسالاری و گسترش آزادیهای قانونی باشد، نه صرفاً ایجاد تفاهم با رقبای سیاسی.
بر این اساس، امروز بخشی از پایگاه اجتماعی دولت احساس فاصله میکند، این موضوع باید بهعنوان یک هشدار جدی تلقی شود و دولت ناگزیر است ارتباط خود را با جامعه مدنی، احزاب، نخبگان و بدنه رأیدهندگان بهصورت فعالتر و مؤثرتر بازسازی و تقویت کند.
افزایش فقر، کاهش قدرت خرید و فشارهای اقتصادی، نگرانیهای عمومی را تشدید کرده است
* کارنامه دولت را در حوزه اقتصادی چگونه ارزیابی میکنید؟
دولت اقتصادی را تحویل گرفت که سالها با مشکلات ساختاری و انباشت بحرانها مواجه بود. بخشی از داراییها و ظرفیتهای اقتصادی کشور در فرآیند خصوصیسازیهای غیرشفاف، عملاً به بنگاههای خصولتی، رانتی و غیرپاسخگو منتقل شده بود؛ بنگاههایی که نه از کارآمدی بخش خصوصی برخوردار بودند و نه پاسخگویی لازم به افکار عمومی و نهادهای نظارتی داشتند. در کنار این وضعیت، کاهش درآمدهای دولت، تورم مزمن، افت سرمایهگذاری، تحریمهای گسترده، کسری بودجه و بیثباتی اقتصاد کلان، شرایط دشواری را برای دولت به ارث گذاشته بود و جنگ و ناامنیهای اخیر نیز بر این مشکلات افزود.
با این همه، آنچه برای مردم اهمیت دارد، نتیجه ملموس سیاستهای اقتصادی است. امروز نهتنها بخش قابل توجهی از جامعه بهبود محسوسی در معیشت خود احساس نمیکند، بلکه افزایش فقر، کاهش قدرت خرید و فشارهای اقتصادی، نگرانیهای عمومی را تشدید کرده است. کنترل تورم، ثبات بازار ارز، افزایش سرمایهگذاری، رونق تولید، ایجاد اشتغال و بهبود قدرت خرید، همچنان مهمترین مطالبات مردم است.
تحقق این اهداف نیز مستلزم همکاری و هماهنگی همه ارکان حاکمیت، اصلاح ساختارهای اقتصادی، مقابله با رانت و انحصار و بهرهگیری از همه ظرفیتهای اقتصادی کشور است؛ بهویژه ظرفیتها و منابعی که متعلق به ملت است اما خارج از مدیریت و اختیار مستقیم دولت قرار دارد.
* در حوزه اجتماعی چطور؟
در حوزه اجتماعی، هرچند در سطح گفتار و ادبیات رسمی دولت نسبت به گذشته تغییراتی دیده میشود و این تغییر در ظاهر میتواند امیدوارکننده تلقی شود، اما در عمل هنوز نشانهای از یک چرخش جدی و اصلاحات ساختاری پایدار مشاهده نمیشود. واقعیت این است که سیاستهای اجتماعی همچنان زیر سایه نگاههای امنیتی و ملاحظات غیرپاسخگو به افکار عمومی قرار دارد و دولت نیز در بسیاری از موارد، بیش از آنکه کنشگر اصلی باشد، در موقعیت مجری محدود تصمیمات سایر نهادها عمل میکند.
در چنین شرایطی، جامعه صرفاً به تغییر لحن یا وعدههای کلی قانع نیست. مطالبه اصلی مردم روشن است: بازتعریف واقعی حقوق شهروندی، پایان دادن به محدودیتهای گسترده در حوزه آزادیهای مدنی، رفع فیلترینگ و دسترسی آزاد به اینترنت، و فراهم شدن امکان فعالیت مؤثر و بدون مداخله برای احزاب، رسانهها و تشکلهای مستقل. مسئله امروز دیگر صرفاً «بهبود تدریجی» نیست، بلکه عبور از ساختارهای تصمیمگیری غیرشفاف و امنیتمحور به سمت یک حکمرانی پاسخگو، قانونمحور و مبتنی بر مشارکت واقعی مردم است.
در واقع، آنچه جامعه مطالبه میکند نه تغییرات ظاهری، بلکه بازگشت به این اصل بنیادین است که حق تعیین سرنوشت شهروندان باید به رسمیت شناخته شود و ساختارهای اجرایی و نهادی نیز متناسب با این اصل، از حالت متمرکز و محدودکننده به سمت سازوکارهای شفاف، پاسخگو و قابل نظارت عمومی بازطراحی شوند.
نمره ۱۴ از ۲۰ برای پزشکیان
* در مجموع چه نمرهای به عملکرد دو ساله دولت آقای پزشکیان میدهید؟
به عنوان کسی که با نگاه اصلاحطلبانه و با رأی آگاهانه به دکتر پزشکیان از این دولت حمایت کردهام، ارزیابی من از عملکرد دو سال گذشته دولت، ارزیابیای همراه با حمایت انتقادی و واقعبینانه است.
دولت در یکی از پیچیدهترین و حساسترین مقاطع تاریخ معاصر کشور مسئولیت را بر عهده گرفت و توانست در مدیریت بحرانها، حفظ انسجام نسبی در سطح ملی، اداره امور جاری کشور و جلوگیری از تشدید تنشهای داخلی، عملکردی قابل دفاع ارائه دهد. در حوزه سیاست خارجی نیز رویکرد دولت مبتنی بر عقلانیت، تنشزدایی و اتکا به دیپلماسی بوده و تلاش کرده کشور را از ورود به درگیریهای پرهزینه و غیرقابل پیشبینی دور نگه دارد.
از منظر سیاسی و فرهنگی نیز یکی از نقاط امیدبخش دولت، تلاش برای بازگرداندن زبان گفتوگو، کاهش فضای تقابل و تقویت رویکرد کارشناسی در تصمیمگیریهاست؛ رویکردی که با گفتمان اصلاحطلبانه و رأیی که به این دولت داده شده، همراستا است.
در عین حال، باید صادقانه پذیرفت که دولت هنوز نتوانسته بخش مهمی از انتظاراتی را که جامعه و رأیدهندگان، از جمله حامیان اصلاحطلب آن، بر آن مترتب بودند، به نتایج ملموس تبدیل کند. در حوزه اقتصاد و معیشت، فشار بر طبقات متوسط و ضعیف همچنان بالاست. در موضوعاتی مانند اینترنت، بهبود فضای اجتماعی، افزایش سرمایه اجتماعی و بازسازی امید عمومی، فاصله میان وعدهها و واقعیتهای موجود همچنان محسوس است.
البته نمیتوان از محدودیتهای ساختاری، شرایط خاص کشور و موانع بیرونی در تحلیل منصفانه چشمپوشی کرد، اما این واقعیت نیز پابرجاست که دولت به عنوان مسئول اجرایی کشور، باید پاسخگوی مطالبات مردم و رأیدهندگان خود باشد.
با در نظر گرفتن همه این ملاحظات، به عنوان یک حامی اصلاحطلب دولت پزشکیان، ارزیابی من از عملکرد دو سال گذشته دولت نمرهای در حدود ۱۴ از ۲۰ است.
این نمره نه از سر رضایت کامل است و نه از سر نادیده گرفتن دشواریهای بیسابقه کشور؛ بلکه بیانگر یک حمایت مسئولانه و انتقادی است. حمایتی که همچنان بر این باور است دولت پزشکیان میتواند و باید در ادامه مسیر، با اتکا به سرمایه اجتماعی رأی خود، فاصله میان وعدهها و واقعیتها را کاهش دهد و به مطالبات اصلی مردم نزدیکتر شود.
۳۱۲۱۱
کد مطلب 2256561
-
نمره ۱۴ از ۲۰ برای دولتی که با بحران متولد شد/ امام: سیاستهای اجتماعی هنوز زیر سایه نگاههای امنیتی و غیرپاسخگو قرار دارد
-
چهارچوب کلی تفاهم با عمان مشخص شد/ توضیحات مهم سخنگوی کمیسیون امنیت
-
پهپادها و جنگندههای منهدمشده آمریکایی و اسرائیلی توسط سامانۀ پدافندی نوین هوافضای سپاه + تصاویر
-
خطیب نماز جمعه تهران: افرادی برای حضور با پوششهای ناهنجار در عرصه اجتماعی، از خارج از کشور دلار و ارز دریافت میکنند
-
رهبر شهید در جمع خبرنگاران!
-
توئیت انگلیسی محسن رضایی درباره تنگه هرمز؛ اگر محاصره ادامه یابد…
-
محمودزاده: نمره مجلس دوازهم از ۲۰، بین ۱۱ تا ۱۲ است/ ممکن است نمایندگان از برخی مسائل و ملاحظات پشتپرده اطلاع نداشته باشند
-
پیام سخنگوی دولت پزشکیان به مناسبت روز آذربایجان
-
هشدار فعال سیاسی اصلاحطلب درباره ارسال پیامهای متناقض به خارج از کشور در بحرانهای امنیتی
