۳۵ سند آمریکایی و بریتانیایی که رازهای کودتای ۲۸ مرداد را فاش می‌کنند

۳۵ سند آمریکایی و بریتانیایی که رازهای کودتای ۲۸ مرداد را فاش می‌کنند

به مناسبت هفتادوسوین سالگرد کودتا، گزارش مفصل این اسناد و توضیحات درباره آن‌ها را که به مناسبت شصت‌ومین سالروز کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۹۲ توسط آرشیو امنیت ملی آمریکا منتشر شد مرور می‌کنیم.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شصت سال پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۹۲، اسناد محرمانه‌ای که ۱۹ اوت ۲۰۱۳ [۲۸ مرداد ۱۳۹۲] از سوی آرشیو امنیت ملی آمریکا منتشر شد، بار دیگر نقش مستقیم سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در طراحی، اجرای و مدیریت پیامدهای سرنگونی دولت محمد مصدق را برجسته کرد. این اسناد که بخشی از آن‌ها برای نخستین‌بار به‌صراحت از عملیات «TPAJAX» نام می‌بردند، جزئیات تازه‌ای از فعالیت‌های کریمیت روزولت، تلاش برای تضعیف مصدق، ارتباط با مخالفان داخلی و اقدامات پس از کودتا ارائه می‌دادند. انتشار این مجموعه، در عین حال، پرسش قدیمی درباره چرایی پنهان ماندن بخش مهمی از اسناد کودتا و میزان مسئولیت آمریکا و بریتانیا در این رویداد تاریخی را دوباره پیش می‌کشید. در ادامه به مناسبت هفتادوسوین سالگرد کودتا، گزارش مفصل این اسناد و توضیحات درباره آن‌ها را که به مناسبت شصت‌ومین سالروز کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۹۲ توسط آرشیو امنیت ملی آمریکا منتشر شد، مرور می‌کنیم:

***

سیا نقش خود در کودتای ۱۹۵۳ ایران را تأیید کرد

اسناد جزئیات تازه‌ای درباره سرنگونی مصدق و پیامدهای آن ارائه می‌کنند

آرشیو امنیت ملی خواستار انتشار اسناد طبقه‌بندی‌شده باقی‌مانده شد

کتاب الکترونیکی شماره ۴۳۵ آرشیو امنیت ملی

تاریخ انتشار: ۱۹ اوت ۲۰۱۳ [۲۸ مرداد ۱۳۹۲]

ویراستار: مالکوم برن

برای اطلاعات بیشتر:

مالکوم برن ۷۰۴۳-۲۰۲.۹۹۴

۳۵ سند آمریکایی و بریتانیایی که رازهای کودتای ۲۸ مرداد را فاش می‌کنند
فرمان شاه (که با عنوان «فرمان» شناخته می‌شد) مبنی بر انتصاب زاهدی به سمت نخست‌وزیری جدید.
عوامل کودتا از این سند نسخه‌هایی تهیه کرده و آن را در سراسر تهران پخش کردند تا پس از شکست طرح اولیه،
به بازسازی جریان و تقویت روحیه عملیات کمک کنند. (مجموعه آرشیو امنیت ملی)

واشنگتن دی‌سی، ۱۹ اوت ۲۰۱۳ [۲۸ مرداد ۱۳۹۲]: هم‌زمان با شصتمین سالگرد سرنگونی محمد مصدق، نخست‌وزیر ایران، آرشیو امنیت ملی امروز اسناد تازه‌ازطبقه‌بندی‌خارج‌شده سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) درباره نقش ایالات متحده در این عملیات جنجالی را منتشر می‌کند. دخالت آمریکا و بریتانیا در برکناری مصدق مدت‌هاست که به ‌طور عمومی شناخته شده است، اما اسناد منتشرشده امروز شامل چیزی است که گمان می‌رود نخستین اذعان رسمی سیا به نقش این سازمان در برنامه‌ریزی و اجرای کودتا باشد.

اشاره صریح به نقش سیا در نسخه‌ای از یک گزارش تاریخی داخلی با عنوان نبرد برای ایران (The Battle for Iran) دیده می‌شود که به اواسط دهه ۱۹۷۰ بازمی‌گردد. این سازمان در سال ۱۹۸۱ و در پاسخ به شکایت اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا (ACLU)، نسخه‌ای به‌شدت سانسورشده از این گزارش را منتشر کرد، اما تمام ارجاعات به «TPAJAX»، نام رمز عملیات تحت رهبری آمریکا، را سیاه کرده بود. این ارجاعات در انتشار جدید دیده می‌شوند.

اسناد دیگری از سیا که امروز منتشر شده‌اند، شامل پرونده‌های کاری کریمیت روزولت، افسر ارشد سیا در ایران در جریان کودتا، نیز هستند. این اسناد جزئیات تازه‌ای ارائه می‌کنند و همچنین بینش‌های جدیدی درباره اقدامات این سازمان اطلاعاتی پیش و پس از عملیات به دست می‌دهند.

۳۵ سند آمریکایی و بریتانیایی که رازهای کودتای ۲۸ مرداد را فاش می‌کنند
این نقشه، آرایش گروه‌های «اوباش» را نشان می‌دهد که توسط سازمان‌دهندگان کودتا برای تظاهرات،
در اوایل ۱۹ اوت ۱۹۵۳ [۲۸ مرداد ۱۳۳۲]، پول گرفته بودند.
این دسته‌ها در بازار و دیگر بخش‌های جنوب تهران گرد آمدند و سپس به‌ سوی
شمالِ پایتخت حرکت کردند. نام سرکردگان اوباش در سمت چپ آمده است،
همراه با برآورد اندازه گروه‌های آنان و اهداف‌شان.

کودتای ۱۹۵۳ [۲۸ مرداد ۱۳۳۲] همچنان موضوعی مورد توجه در سراسر جهان است، زیرا بخش‌های زیادی از آن هنوز به‌شدت محل مناقشه و بحث است. حتی پرسش‌های اساسی درباره این رویداد ــ این‌که چه کسی توطئه را طراحی کرد، چه کسانی درنهایت آن را اجرا کردند، چه گروه‌ها و افرادی در داخل ایران از آن حمایت کردند و چگونه موفق شد ــ همچنان مورد اختلاف هستند. [۱]

این مسئله صرفاً یک بحث دانشگاهی نیست. جریان‌های سیاسی و طرف‌های مختلف، ازجمله دولت ایران، به ‌طور مرتب به کودتا استناد می‌کنند تا درباره این موضوع استدلال کنند که آیا ایران یا قدرت‌های خارجی بیش از همه مسئول مسیر تاریخی این کشور بوده‌اند؛ آیا می‌توان به ایالات متحده برای احترام به حاکمیت ایران اعتماد کرد؛ و یا این‌که آیا واشنگتن پیش از برقراری روابط بهتر با ایران، باید بابت مداخله‌های پیشین خود عذرخواهی کند.

۳۵ سند آمریکایی و بریتانیایی که رازهای کودتای ۲۸ مرداد را فاش می‌کنند
نیروهای پلیس، یگان‌های نظامی و مأموران مخفیِ هوادار شاه، از اواسط صبحِ ۱۹ اوت [۲۸ مرداد]
واردِ جریان کودتا شدند. (با سپاس از علی رهنما)

همچنین، انتشار عمومی این اسناد از آن جهت قابل توجه است که اسناد سیا درباره رویدادهای سال ۱۹۵۳ بسیار نادر هستند. در وهله نخست، مقام‌های این سازمان گفته‌اند که بیشتر اسناد مربوط به کودتا در اوایل دهه ۱۹۶۰ یا مفقود شده یا از بین رفته‌اند؛ ظاهراً به این دلیل که «گاوصندوق‌های محل نگهداری اسناد بیش از حد پر شده بودند. [۲]

در مورد دسترسی عمومی به هرگونه پرونده باقی‌مانده ــ که گفته می‌شود حدود یک فوت مکعب اسناد را شامل می‌شود ــ رویه معمول جامعه اطلاعاتی آمریکا طی چند دهه این بوده است که به ‌طور کلی دسترسی به این اسناد را رد کند. این در حالی است که سه رئیس سیا، دو دهه پیش، تعهداتی در این زمینه داده بودند. رابرت ام. گیتس، آر. جیمز وولسی و جان ام. دویچ هر یک وعده داده بودند که پرونده‌های تاریخی این سازمان درباره شماری از عملیات‌های مخفی دوران جنگ سرد، ازجمله عملیات مربوط به ایران، منتشر شود؛ اقدامی که قرار بود نشانه‌ای از سیاست ظاهراً جدید سیا در زمینه شفافیت و گشایش، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، باشد. [۳]

۳۵ سند آمریکایی و بریتانیایی که رازهای کودتای ۲۸ مرداد را فاش می‌کنند
تانک‌ها در روز ۱۹ اوت خ۲۸ مرداد] نقشی حیاتی ایفا کردند، به‌طوری که نیروهای هوادار شاه توانستند
در طول روز کنترل حدود ۲۴ دستگاه از آن‌ها را از ارتش به دست بگیرند. (با سپاس از علی رهنما)

نشانه روشنی از این‌که این تعهدات در عمل قرار نیست اجرا شوند، پس از آن آشکار شد که آرشیو امنیت ملی در سال ۱۹۹۹ برای دستیابی به یک روایت داخلی شناخته‌شده از سیا درباره کودتا، علیه این سازمان طرح دعوا کرد. دونالد ان. ویلبر، یکی از طراحان این عملیات، کمتر از یک سال پس از کودتا این گزارش را تهیه کرده بود. سیا درنهایت موافقت کرد که تنها یک جمله از این گزارش ۲۰۰ صفحه‌ای را منتشر کند.

با وجود انتشار بی‌شمار روایت و گزارش درباره این عملیات در طول سال‌ها – ازجمله خاطرات مفصل کرمیت روزولت و همچنین درز بعدی متن ۲۰۰ صفحه‌ای تاریخچه سیا به روزنامه نیویورک تایمز [۴] نهادهای اطلاعاتی آمریکا معمولاً حاضر به عقب‌نشینی از موضع خود نبودند. آن‌ها بر این تمایز پافشاری کرده‌اند که میان اطلاعات مربوط به فعالیت‌های آمریکا که از منابع غیردولتی و در دسترس عموم به دست آمده‌اند، و اذعان رسمی دولت آمریکا به انجام آن فعالیت‌ها تفاوت وجود دارد؛ حتی زمانی که چندین دهه از وقوع این رویدادها گذشته باشد.

۳۵ سند آمریکایی و بریتانیایی که رازهای کودتای ۲۸ مرداد را فاش می‌کنند
نیروهای مسلحِ مخالفِ مصدق از حدود ساعت ۴ بعدازظهر به سوی خانه‌اش (در سمت چپ نقشه) هجوم آوردند
و سرانجام وی را وادار کردند تا پیش از ویرانیِ خانه‌اش، از دیوار باغ بگریزد.
تا آن زمان، زاهدی از ایستگاه فرستنده رادیو برای ملت سخنرانی کرده بود. (با سپاس از علی رهنما)

در حالی که آرشیو امنیت ملی از تصمیم سیا برای در دسترس قرار دادن این اسناد استقبال می‌کند، انتشار امروز به‌روشنی نشان می‌دهد که این اسناد می‌توانستند سال‌ها پیش، بدون هیچ خطری برای امنیت ملی، از طبقه‌بندی خارج و منتشر شوند. (به کادر «چرا کودتا هنوز یک راز است؟» مراجعه کنید.)

مالکوم برن، معاون مدیر آرشیو امنیت ملی، از جامعه اطلاعاتی آمریکا خواست تمام اسناد باقی‌مانده مربوط به دوره کودتا را در دسترس عموم قرار دهد. او گفت: «دیگر دلیل موجهی برای مخفی نگه داشتن اسرار درباره چنین رویداد مهمی در تاریخ معاصرمان وجود ندارد. واقعیت‌های اساسی این ماجرا را هر دانش‌آموزی در ایران به‌خوبی می‌داند. پنهان کردن جزئیات تنها تاریخ را تحریف می‌کند و به افسانه‌سازی از سوی همه طرف‌ها دامن می‌زند.»

آرشیو امنیت ملی، در تکمیل اسناد تازه منتشرشده سیا، دو گزارش داخلی دیگر درباره کودتا را نیز که پیش‌تر در دسترس قرار گرفته بودند، منتشر کرده است. یکی از آن‌ها همان روایتی است که در بالا به آن اشاره شد: تاریخچه‌ای از سرویس‌های مخفی سیا در سال ۱۹۵۴ که توسط دونالد ان. ویلبر، یکی از طراحان اصلی عملیات، تهیه شده بود. نیویورک تایمز این سند را از طریق یک افشاگری به دست آورد و نخستین بار در آوریل ۲۰۰۰ آن را در وب‌سایت خود منتشر کرد.

سند دیگر، متنی است که در سال ۱۹۹۸ توسط یکی از تاریخ‌نگاران داخلی سیا نوشته شده و با عنوان «زنده‌باد شاه!» (Zendebad, Shah!) منتشر شده است؛ متنی که بخش‌های قابل‌توجهی از آن به‌شدت حذف و سانسور شده‌اند. (آرشیو از سیا خواسته است برای انتشار در آینده، حذف‌های گسترده این سند را بار دیگر بررسی کند.)

این مجموعه همچنین نسخه‌ای را از «نبرد برای ایران» (The Battle for Iran) که پیش‌تر از طبقه‌بندی خارج شده بود، برای مقایسه با نسخه تازه منتشرشده ارائه می‌کند. نسخه قدیمی‌تر شامل بخش‌هایی است که در انتشار بعدی از دسترس خارج شده بودند. همان‌طور که اغلب اتفاق می‌افتد، مقام‌های دولتی مسئول طبقه‌بندی اسناد، درباره این‌که چه اطلاعاتی را می‌توان با اطمینان در اختیار عموم قرار داد و چه اطلاعاتی را نمی‌توان منتشر کرد، دیدگاه‌هایی بسیار متفاوت – و گاهی ظاهراً خودسرانه ـ داشته‌اند.

این سه تاریخچه در کنار یکدیگر، تفاوت‌های جالبی در زاویه دید ارائه می‌کنند؛ از روایت یک مأمور سازمان گرفته تا روایت دو تاریخ‌نگار داخلی سیا که آخری از همه بی‌طرفانه‌تر و فارغ از ملاحظات جانبدارانه است. با این حال، این اسناد همچنان شکاف‌های بزرگی در تاریخ این رویداد باقی می‌گذارند؛ ازجمله درباره برخی پرسش‌های اساسی که شاید هرگز پاسخ رضایت‌بخشی برای آن‌ها پیدا نشود، مانند این‌که مسئولیت برنامه‌ریزی و اجرای کودتا میان همه بازیگران ایرانی و خارجی دخیل در آن، چگونه باید تقسیم شود.

با این حال، هر ۲۱ سند سیا که امروز منتشر شده‌اند – علاوه بر ۱۴ سند پیش‌تر منتشرنشده بریتانیایی (به کادر مراجعه کنید) ــ این نتیجه‌گیری را تقویت می‌کنند که ایالات متحده، و به‌ویژه سازمان سیا، منابع گسترده و توجه سیاست‌گذاری در بالاترین سطوح را برای سرنگونی مصدق و مدیریت و سر و سامان دادن به پیامدهای آن اختصاص داده بودند.

اسناد

اسناد سازمان سیا

تاریخچه‌های داخلی سیا

سند ۱: [صفحه روی جلد]، [خلاصه]، [بخش اول]، [بخش دوم]، [بخش سوم]، [بخش چهارم]، [بخش پنجم]، [بخش ششم]، [بخش هفتم]، [بخش هشتم]، [بخش نهم]، [بخش دهم]، [پیوست الف]، [پیوست ب]، [پیوست ج]، [پیوست د]، [پیوست هـ]: سیا، تاریخچه سرویس‌های مخفی، «سرنگونی نخست‌وزیر مصدق ایران: نوامبر ۱۹۵۲ تا اوت ۱۹۵۳»، دکتر دونالد ان. ویلبر، مارس ۱۹۵۴

منبع:نیویورک تایمز

دونالد ویلبر یکی از طراحان اصلی نخستین تلاش مشترک آمریکا و بریتانیا برای اجرای کودتای اوت ۱۹۵۳ بود. این گزارش ۲۰۰ صفحه‌ای یکی از ارزشمندترین اسناد باقی‌مانده درباره این رویداد به شمار می‌رود، زیرا ویلبر آن را تنها چند ماه پس از سرنگونی مصدق نوشت و جزئیات فراوانی درباره این عملیات ارائه کرد.

با این حال، مانند هر سند تاریخی دیگری، این گزارش نیز باید با دقت مطالعه شود و هنگام بررسی آن باید دیدگاه شخصی نویسنده، هدف او از نگارش گزارش و مخاطبان مورد نظرش را در نظر گرفت.

سیا به ‌طور معمول برای عملیات‌های مهم خود، تاریخچه‌هایی تهیه می‌کرد تا مأموران آینده سازمان بتوانند از آن‌ها استفاده کنند. این گزارش‌ها اساساً برای انتشار عمومی تهیه نشده بودند.

سند ۲: سیا، خلاصه، «کارزار برای روی کار آوردن یک دولت طرفدار غرب در ایران»، پیش‌نویس تاریخچه داخلی کودتا، بدون تاریخ

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA

این خلاصه که بخش‌های قابل‌توجهی از آن حذف و سانسور شده، تقریباً به ‌طور قطع در ارتباط با «تاریخچه سرویس‌های مخفی» دونالد ویلبر (سند ۱) تهیه شده است. براساس شواهد موجود، این متن اندکی پس از کودتا (۱۹۵۴–۱۹۵۳) نوشته شده و در آن چندین عبارت مورد استفاده ویلبر نیز دیده می‌شود؛ برای مثال، عبارت‌های «شبه‌قانونی»(quasi-legal) و «جنگ اعصاب» (war of nerves).

متن به‌روشنی این تصور را ایجاد می‌کند که نویسنده، موفقیت نهایی کودتا را حاصل ترکیبی از تحولات خارجی و داخلی می‌داند. سند با فهرست کردن شماری از اقدامات مشخصی که ایالات متحده تحت عنوان «اقدامات سیا» (CIA ACTION) انجام داده، آغاز می‌شود و در پایان، در یک ویرایش دست‌نویس، آمده است:

«این اقدامات به شورش واقعی مردم منجر شد، [یک خط یا بیشتر حذف شده است]. نیروهای نظامی و امنیتی به مردم پیوستند، رادیو تهران به تصرف درآمد و مصدق در ۱۷ [در متن اصلی به اشتباه «۱۷» آمده است] اوت ۱۹۵۳ مجبور به فرار شد.»

سندهای ۳-الف و ۳-ب:سیا، تاریخچه، نبرد برای ایران، نام نویسنده حذف شده، بدون تاریخ (حدود اواسط دهه ۱۹۷۰) – دو نسخه؛ نسخه نخست در سال ۱۹۸۱ و نسخه دوم در سال ۲۰۱۱ از طبقه‌بندی خارج شده‌اند.

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

این مجموعه شامل دو نسخه جداگانه از یک سند واحد است که با فاصله ۳۰ سال از یکدیگر از طبقه‌بندی خارج شده‌اند (در سال‌های ۱۹۸۱ و ۲۰۱۱). هریک از این دو نسخه شامل بخش‌هایی است که در نسخه دیگر حذف شده‌اند.

اگرچه تاریخ مشخصی برای نگارش سند ذکر نشده است، اما با توجه به ارجاعات موجود در پاورقی‌ها، نبرد برای ایران در سال ۱۹۷۴ یا پس از آن نوشته شده است. این سند با عنوان «اداری ـ پیش‌نویس کاری» (Administrative – Working Paper) مشخص شده و شامل شماری اصلاحات و یادداشت‌های دست‌نویس است.

نویسنده، یکی از اعضای دفتر تاریخ سیا (CIA History Staff) بوده که از «همکاری مشتاقانه» اداره عملیات این سازمان قدردانی کرده است.

نویسنده تأیید می‌کند که بیشتر پرونده‌های مرتبط در سال ۱۹۶۲ از بین برده شده‌اند؛ بنابراین، این گزارش بر تعداد نسبتاً اندکی از اسناد باقی‌مانده و همچنین منابع عمومی تکیه دارد.

بخش عمده قسمت مربوط به اقدامات مخفی (بخش سوم) همچنان طبقه‌بندی‌شده باقی مانده است؛ هرچند در جدیدترین نسخه‌ای که از طبقه‌بندی خارج شده، چند بخش کوتاه اما مهم همچنان قابل مشاهده است.

یکی از ویژگی‌های غیرمنتظره این سند، پیوست ج است که شامل مجموعه‌ای از بخش‌های نسبتاً طولانی از گزارش‌ها و روایت‌های منتشرشده درباره سرنگونی مصدق است؛ ظاهراً با این هدف که نشان دهد افکار عمومی در آن زمان تا چه اندازه درک ناقصی از این رویداد داشتند.

سند ۴: سیا، تاریخچه، «زنده‌باد شاه!»؛ سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و سقوط نخست‌وزیر ایران، محمد مصدق، اوت ۱۹۵۳، اسکات ای. کُخ، ژوئن ۱۹۹۸

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

جدیدترین تاریخچه داخلی شناخته‌شده درباره کودتا، با عنوان «زنده‌باد شاه!»، در سال ۱۹۹۸ توسط یکی از تاریخ‌نگاران داخلی این سازمان نوشته شد. این گزارش به‌شدت سانسور و حذف شده است ــ هرچند در حال حاضر سیا در حال بازبینی مجدد آن است ــ و تقریباً تمام بندهایی که با سطح محرمانگی «محرمانه» یا بالاتر علامت‌گذاری شده بودند، از نسخه منتشرشده برای عموم حذف شده‌اند.

با این حال، این گزارش همچنان روایت مفیدی از کودتا ارائه می‌کند؛ زیرا نویسنده در این رویدادها ذی‌نفع نبوده و از مجموعه متنوعی از اسناد دولت آمریکا و منابع منتشرشده‌ای استفاده کرده است که در اختیار نویسندگان پیشین تاریخچه‌های سیا قرار نداشتند.

اسناد سیا در فاصله زمانی بلافاصله پیش و پس از کودتا

سند ۵: سیا، یادداشت کریمیت روزولت خطاب به [حذف شده]، ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۳ [۲۳ تیر ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

کریمیت روزولت در این یادداشت اطلاعاتی درباره رویدادهایی که با سرعت در تهران در حال وقوع بودند ارائه می‌کند؛ ازجمله پیشنهاد مصدق برای برگزاری همه‌پرسی درباره ادامه حضورش در مقام نخست‌وزیری، احتمال تعطیل کردن مجلس و مهم‌تر از همه، تأثیری که نامه اخیر رئیس‌جمهور آیزنهاور در قرار دادن افکار عمومی در برابر نخست‌وزیر داشته است.

دولت آمریکا نامه صریح و غیردیپلماتیک آیزنهاور را که در آن درخواست مصدق برای دریافت کمک مالی رد شده بود، به ‌طور عمومی منتشر کرد. این اقدام یکی از راه‌هایی بود که واشنگتن امیدوار بود از طریق آن موقعیت سیاسی مصدق را تضعیف کند.

سند ۶: سیا، یادداشت کریمیت روزولت خطاب به [حذف شده]، ۱۵ ژوئیه ۱۹۵۳ [۲۴ تیر ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

در واکنش به استعفای حامیان مصدق از مجلس، کریمیت روزولت طرحی فوری ارائه می‌کند تا اطمینان حاصل شود دیگر نمایندگان مجلس به فعالیت پارلمان ادامه دهند؛ هدف نهایی این طرح، فراهم کردن زمینه برای رأی عدم اعتماد به مصدق بود.

این یادداشت سرنخ جالبی درباره این پرسش ارائه می‌دهد که آیا مأموران سیا در مجلس واقعاً اقدام به خرید رأی نمایندگان کرده بودند یا نه؛ موضوعی که دیگر منابع سیا درباره آن ابهام دارند. روزولت پیشنهاد می‌کند تا حد امکان نمایندگان بیشتری «ترغیب» شوند که در مجلس «بست» بنشینند. او می‌نویسد: «باید پذیرفت که برای این منظور صرف پول ضروری خواهد بود و باید دقیقاً مشخص شود چه کسی چه کاری انجام می‌دهد.»

در پایان سند، به نظر می‌رسد او این طرح را به نقشه کودتایی که پیش‌تر تدوین شده بود، اما به‌وضوح همچنان در حال تغییر و تکامل بود، مرتبط می‌کند.

سند ۷: سیا، یادداشت کریمیت روزولت خطاب به [حذف شده]، ۱۶ ژوئیه ۱۹۵۳ [۲۵ تیر ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

روزولت در این یادداشت از طرح‌هایی در حال شکل‌گیری خبر می‌دهد که فضل‌الله زاهدی، فردی که برای جانشینی مصدق انتخاب شده بود، در آن‌ها نقش داشت. منابع سیا، ازجمله تاریخچه ویلبر، نشان می‌دهند که قرار بود بخش عمده جنبه نظامی طرح برعهده زاهدی باشد.

این یادداشت نیز همین موضوع را تأیید می‌کند؛ هرچند بسیاری از جزئیات آن حذف شده‌اند. در عین حال، سند تصویری از تفاوت انتظارات میان آمریکایی‌ها و زاهدی نیز ارائه می‌دهد.

روزولت، با لحنی همراه با تردید – ازجمله با عبارت «زاهدی ادعا می‌کند…» – مجموعه‌ای از مراحلی را شرح می‌دهد که زاهدی تصور می‌کرد درنهایت باید به نخست‌وزیری او منجر شود؛ هرچند این مسیر، بسیار غیرمستقیم و پیچیده بود.

به‌وضوح، دیدگاه زاهدی تحت تأثیر مخالفت اعلام‌شده او با دست زدن به «خودکشی سیاسی» از طریق اقدامی فراقانونی قرار داشت.

سند ۸: سیا، یادداشت کریمیت روزولت خطاب به [حذف شده]، ۱۷ ژوئیه ۱۹۵۳ [۲۶ تیر ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا بر اساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

ایستگاه سیا در تهران درباره استعفای اخیر نمایندگان مستقل و مخالف مجلس گزارش می‌دهد. به گفته یکی از نمایندگان مخالف که با این ایستگاه در تماس بوده، هدف از این اقدام جلوگیری از برگزاری همه‌پرسی عمومی مورد نظر مصدق بوده است.

این یادداشت تا حدودی ماهیت سیال و نامطمئن تحولات سیاسی آن دوره را نشان می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که هریک از جناح‌ها، بدون تردید تا حدی در حال تدوین و پیشبرد راهبردها و تاکتیک‌های خاص خود بودند.

سند ۹: سیا، یادداشت خطاب به آقای [جان] والر، ۲۲ ژوئیه ۱۹۵۳ [۳۱ تیر ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا بر اساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

این یادداشت کوتاه اطلاعات زیادی درباره برنامه‌ریزی آمریکا و امیدهای این کشور برای سرنگونی مصدق در خود دارد. کریمیت روزولت در آن از جان والر و دونالد ویلبر می‌خواهد اطمینان حاصل کنند که پیشاپیش، یک بیانیه رسمی آمریکا برای زمان وقوع «یک کودتای موفق» آماده شده باشد. (نگاه کنید به سند ۱۰.)

سند ۱۰: سیا، یادداشت ارسال متن پیشنهادی بیانیه وزارت امور خارجه برای انتشار پس از کودتا، ۵ اوت ۱۹۵۳ [۱۴ مرداد ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

به نظر می‌رسد این پیش‌نویس متن وزارت امور خارجه، درنتیجه درخواست روزولت (سند ۹) برای آماده داشتن یک بیانیه رسمی جهت استفاده پس از پایان عملیات تهیه شده باشد. این پیش‌نویس دو هفته پیش از برکناری مصدق تهیه شده بود، اما ادبیات آن ــ که کودتا را به «مردم ایران، تحت رهبری شاه خود» نسبت می‌دهد – دقیقاً با ادبیات بی‌طرفانه‌ای مطابقت دارد که وزارت امور خارجه آمریکا و وزارت خارجه بریتانیا پس از وقوع ماجرا در اسناد رسمی خود به کار بردند.

سند ۱۱: سیا، یادداشت، «پیشنهاد تقدیر از کارکنان بخش ارتباطات که در عملیات TPAJAX خدمت کرده‌اند»، فرانک جی. ویزنر خطاب به سرپرست اداره اطلاعات مرکزی، ۲۰ اوت ۱۹۵۳ [۲۹ مرداد ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

ویزِنر برای متخصصان ارتباطات که در تمام دوره کودتا، ارتباط ستاد سیا با مأموران این سازمان در ایران را حفظ کرده بودند، تقدیرنامه‌ای ویژه پیشنهاد می‌کند.

ویزِنر می‌نویسد: «مطمئنم که شما از حجم فوق‌العاده سنگین پیام‌ها و مکاتباتی که این عملیات مستلزم آن بوده است، آگاه هستید»؛ جمله‌ای که با توجه به این‌که چه بخش اندکی از آن اسناد و مکاتبات باقی مانده است، ناخواسته لحنی تأمل‌برانگیز و حتی دردناک پیدا می‌کند.

سند ۱۲: سیا، یادداشت، «تقدیر»، فرانک جی. ویزنر خطاب به بخش CNEA، ۲۶ اوت ۱۹۵۳ [۴ شهریور ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا بر اساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

ویزِنر همچنین درخواست می‌کند از جان والر، ناظر عملیات کودتا در ستاد سیا، «به خاطر فعالیت‌هایش در عملیاتTPAJAX » تقدیر شود.

در این یادداشت آمده است که عملکرد والر «تا حد زیادی در دستیابی به نتیجه موفقیت‌آمیز [عملیات] مؤثر بود.»

سند ۱۳: سیا، «تقدیرنامه [حذف شده]»، نام نویسنده و گیرنده حذف شده، ۲۶ اوت ۱۹۵۳ [۴ شهریور ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

ظاهراً فرانک ویزنر پس از تأمل بیشتر به این نتیجه می‌رسد که ارائه تقدیرنامه برای یک عملیات مخفی می‌تواند پیامدهای نگران‌کننده‌ای از نظر «ملاحظات امنیتی» داشته باشد.

سند ۱۴: سیا، یادداشت، «اقدامات ضدحزب توده دولت زاهدی»، نام نویسنده حذف شده، ۱۰ سپتامبر ۱۹۵۳ [۱۹ شهریور ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

یکی از اولویت‌های دولت زاهدی پس از کودتا، برخورد با حزب توده بود؛ حزبی که یکی از پایه‌های اصلی حمایت از مصدق به شمار می‌رفت، هرچند رابطه میان آن‌ها عمدتاً بر مبنای منافع متقابل و مصلحت‌گرایی شکل گرفته بود.

این سند یکی از چندین یادداشتی است که جزئیاتی درباره تعداد بازداشت‌شدگان، اسامی اعضای مظنون کمیته مرکزی حزب و سرنوشت احتمالی بازداشت‌شدگان ارائه می‌کنند.

این گزارش با ذکر جزئیات فراوان، ادعاهایی درباره کمک‌های شوروی به حزب توده مطرح می‌کند؛ ازجمله این‌که روزنامه‌های حزب در سفارت شوروی چاپ می‌شده‌اند. همچنین گزارش حاکی از آن است که نشانه‌ها درباره این‌که آیا حزب توده و نیروهای طرفدار مصدق بار دیگر تلاش خواهند کرد با یکدیگر متحد شوند یا نه، متناقض و دوپهلو بوده است.

سند ۱۵: سیا، یادداشت کریمیت روزولت خطاب به [حذف شده]، ۲۱ سپتامبر ۱۹۵۳ [۳۰ شهریور ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

روزولت در این یادداشت از دوره‌ای پرتنش از تحرکات و کشمکش‌های سیاسی در سطوح بالای دولت زاهدی گزارش می‌دهد.

این یادداشت موضوعاتی ازجمله توطئه‌ها و زدوبندهای سیاسی، رابطه‌های مبتنی بر حمایت و امتیازدهی سیاسی – ازجمله گزارشی مبنی بر این‌که دولت به آیت‌الله بهبهانی کمک مالی می‌کرده و پسر او نیز برای دستیابی به یک مقام در کابینه تلاش می‌کرده است – و همچنین فساد را بررسی می‌کند.

سند ۱۶: سیا، یادداشت کریمیت روزولت خطاب به [حذف شده]، ۲۴ سپتامبر ۱۹۵۳ [۲ مهر ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

گزارش شده است که زاهدیِ بی‌قرار و ناآرام در چند جبهه فعال بوده است؛ ازجمله تلاش برای متقاعد کردن یک دادگاه نظامی به صدور حکم اعدام برای مصدق و ترغیب شاه به برکناری چند تن از فرماندهان ارشد نظامی، ازجمله رئیس ستاد ارتش، باتمانقلیچ. بنا بر گزارش، شاه به پنج پیام قبلی زاهدی هیچ پاسخی نداده بود.

سند ۱۷: سیا، یادداشت کریمیت روزولت خطاب به [حذف شده]، ۲ اکتبر ۱۹۵۳ [۱۰ مهر ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

براساس این گزارش، شاه همچنان عمیقاً نگران نفوذ و تأثیرگذاری مصدق بود، حتی در شرایطی که مصدق در زندان به سر می‌برد. روزولت گزارش می‌دهد که شاه آماده بود در صورتی که هواداران مصدق و حزب توده دست به هرگونه اقدام تهدیدآمیزی بزنند، مصدق را اعدام کند؛ آن هم پس از صدور حکمی که محکومیت او در آن از پیش قطعی تلقی می‌شد.

سند ۱۸: سیا، یادداشت کریمیت روزولت خطاب به [حذف شده]، ۹ اکتبر ۱۹۵۳ [۱۷ مهر ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

پس از کودتا، فضای سیاسی ایران به ‌طور کامل آرام نشد؛ همان‌طور که این یادداشت نشان می‌دهد. در این گزارش از «اختلافات شدید» میان زاهدی و یکی از حامیان خود او، حسین مکی، سخن گفته شده است. زاهدی تهدید کرده بود که اگر مکی با هریک از سناتورهایی که قصد حضور در جلسه سنا را دارند درگیر شود، او را هدف گلوله قرار خواهد داد.

روزولت همچنین به دو پرداخت مالی اخیر زاهدی به آیت‌الله بهبهانی اشاره می‌کند. منبع این گزارش‌های تحریک‌آمیز مشخص نیست، اما ظاهراً نام منبع در بخش بالایی یادداشت، که حذف شده است، درج شده بود.

سند ۱۹: سیا، یادداشت کریمیت روزولت خطاب به [حذف شده]، ۲۰ اکتبر ۱۹۵۳ [۲۸ مهر ۱۳۳۲]

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

روزولت به دیداری میان نخست‌وزیر جدید، فضل‌الله زاهدی، و آیت‌الله کاشانی اشاره می‌کند؛ روحانی‌ای فعال در عرصه سیاسی که زمانی یکی از حامیان اصلی مصدق بود. بنا بر گزارش، کاشانی از برخی از متحدان سابق خود در جبهه ملی گله و شکایت داشته است. روزولت در پایان نتیجه می‌گیرد که زاهدی می‌خواهد با «جذب کاشانی و دور کردن او از جبهه ملی»، این جبهه را «متفرق و چندپاره کند.»

سند ۲۰: سیا، متن تبلیغاتی، «شخصیت ملی ما»، بدون تاریخ

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

به نظر می‌رسد این متن نمونه‌ای از تبلیغات سیا با هدف تضعیف جایگاه و وجهه عمومی مصدق باشد که احتمالاً در تابستان ۱۹۵۳ تهیه شده است. مانند دیگر نمونه‌های این مجموعه، سیا هنگام انتشار این سند هیچ توضیحی درباره آن ارائه نکرده است.

این متن به‌وضوح با الگویی مطابقت دارد که دونالد ویلبر و دیگر نویسندگان پس از او درباره ماهیت تلاش‌های سیا برای گنجاندن مطالب و شایعات آسیب‌زننده در رسانه‌های محلی ایران توصیف کرده‌اند.

در این مورد، نویسندگان ابتدا فضایل و ویژگی‌های مثبت شخصیت ایرانی را، به‌ویژه آن‌گونه که مورد تحسین جهان خارج قرار داشته، ستایش می‌کنند؛ سپس از سقوط ایرانیان به رفتارهایی «نفرت‌انگیز»، «خشن» و «بی‌ادبانه» ابراز تأسف می‌کنند و مدعی می‌شوند که ایرانیان «از زمانی که اتحاد میان دیکتاتور، مصدق، و حزب توده شکل گرفت» چنین رفتارهایی را از خود نشان داده‌اند.

سند ۲۱: سیا، متن تبلیغاتی، «دستگاه جاسوسی مصدق»، بدون تاریخ

منبع: انتشار اسناد سیا براساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA)

این متن تبلیغاتی، نخست‌وزیر را متهم می‌کند که وانمود می‌کند «نجات‌دهنده ایران» است، اما درعوض مدعی می‌شود که او یک دستگاه عظیم جاسوسی ایجاد کرده که تقریباً همه بخش‌های جامعه را زیر نظر گرفته است؛ از ارتش گرفته تا روزنامه‌ها و رهبران سیاسی و مذهبی.

نویسندگان با برانگیختن تصاویری از اتحاد ادعایی مصدق با «خان‌های قاتل قشقایی» و بلشویک‌ها، چنین می‌نویسند:

«آیا این راهی است که با آن ایران را نجات می‌دهی، مصدق؟ ما می‌دانیم می‌خواهی چه چیزی را نجات بدهی. تو می‌خواهی دیکتاتوری مصدق در ایران را نجات بدهی»!

اسناد بریتانیا

سند ۲۲: وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا (FCO)، صورت‌جلسه خلاصه، «گفت‌وگوهای برنامه‌ریزی بریتانیا و آمریکا، واشنگتن»، ۱۰ و ۱۱ اکتبر ۱۹۷۸ [۱۸ و ۱۹ مهر ۱۳۵۷]

منبع: آرشیو ملی بریتانیا (TNA)، اداره اسناد عمومی (PRO)، پرونده FCO ۸/۳۲۱۶، شماره پرونده P ۳۳۳/۲، پوشه «ایران: انتشار اسناد محرمانه»، ۱ ژانویه تا ۳۱ دسامبر ۱۹۷۸ [۱۱ دی ۱۳۵۶ تا ۱۰ دی ۱۳۵۷] از این پس: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

در اکتبر ۱۹۷۸، هیأتی از مقام‌های وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا برای دو روز گفت‌وگو و تبادل نظر درباره وضعیت جهان با همتایان خود در وزارت امور خارجه آمریکا به واشنگتن سفر کردند. آنتونی لیک، مدیر ستاد برنامه‌ریزی سیاست وزارت امور خارجه آمریکا ـ که بعدها به ‌عنوان مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور بیل کلینتون خدمت کرد ـ ریاست هیأت آمریکایی را برعهده داشت. دیگر شرکت‌کنندگان، کارشناسانی از دفاتر مختلف جغرافیایی و تخصصی بودند که هنری پرشت، رئیس میز ایران، نیز در میان آن‌ها بود.

پرشت از بند ۲۲ به بعد، تصویری تیره و ناامیدکننده از تحولات ایران ارائه می‌دهد: «بدترین فاجعه سیاست خارجی که طی سال‌های بسیار گذشته دامن‌گیر غرب شده است در گفت‌وگویی جالب درباره شاه، پرشت هشدار می‌دهد که «به‌سختی می‌توان دید شاه چگونه می‌تواند دوام بیاورد.» بریتانیایی‌ها با احترام با این دیدگاه مخالفت می‌کنند و اطمینان خود را از بقای سلطنت ابراز می‌دارند. حتی همکاران پرشت در وزارت امور خارجه آمریکا نیز «از عمق بدبینی آقای پرشت شگفت‌زده شدند.»

پرشت در جریان ارائه گزارش خود (بند ۲۳)، تقریباً به ‌طور گذرا اشاره می‌کند که وزارت امور خارجه آمریکا در حال بررسی اسناد خود مربوط به سال‌های ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۴ برای انتشار احتمالی آن‌ها در آینده است. یکی از نمایندگان بریتانیا بلافاصله اظهار می‌کند که «اگر چنین باشد، امیدوار است دولت اعلیحضرت [HMG] در جریان این موضوع قرار گیرد و با آن مشورت شود.»

سند ۲۳: وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا (FCO)، یادداشت، بی. ال. کرو به آر. اس. گورهام، «گفت‌وگوهای برنامه‌ریزی انگلیسی ـ آمریکایی: ایران»، ۱۲ اکتبر ۱۹۷۸ [۲۰ مهر ۱۳۵۷]

منبع: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

این یادداشت، ارائه بحث‌برانگیز و دراماتیک پرشت درباره ایران را که دو روز پیش‌تر انجام شده بود، بازگو می‌کند (نگاه کنید به سند قبلی). نویسنده می‌نویسد: «سیاست او اساساً سیاستی مبتنی بر ناامیدی بود.»

هنگامی که بریتانیایی‌ها درباره دیدگاه بدبینانه پرشت از آمریکایی‌ها توضیح بیشتری می‌خواهند، درمی‌یابند که کارکنان وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی آمریکا (NSC) نیز به همان اندازه از اظهارات او متحیر شده‌اند. یکی از کارکنان شورای امنیت ملی اظهارات او را «مزخرف» می‌خواند. آنتونی لیک، مدیر ستاد برنامه‌ریزی سیاست، از مطالب مختلف «بی‌ملاحظه و حساسی» که آمریکایی‌ها در این نشست مطرح کرده‌اند ابراز تأسف می‌کند و از بریتانیایی‌ها می‌خواهد در نحوه برخورد با این مطالب «بسیار محتاط باشند».

در ادامه یادداشت آمده است: «در موضوعی کاملاً متفاوت، پرشت فاش کرد که ناچار است اسناد مربوط به دوره مصدق در سال‌های ۱۹۵۲ و ۱۹۵۳ را با هدف انتشار آن‌ها براساس قانون آزادی اطلاعات [sic] بررسی کند. او گفت اگر این اسناد منتشر شوند، مطالب بسیار شرم‌آوری درباره بریتانیایی‌ها در آن‌ها وجود خواهد داشت.» (بخش زیادی از این قسمت برای تأکید زیرخط‌دار شده است.)

در ادامه یادداشت آمده است: «من به‌شدت بر این موضوع تأکید کردم که باید با ما مشورت شود»؛ اما نویسنده اضافه می‌کند: «تصور می‌کنم موضوع، اسناد آمریکایی درباره بریتانیایی‌هاست، نه اسنادی که دولت اعلیحضرت [بریتانیا] نسبت به آن‌ها حق یا ادعایی داشته باشد.»

این نکته ممکن است امروز نیز همچنان محل بحث باشد، زیرا مسئله مشورت درباره اسناد آمریکایی با دولت‌های خارجی، با مذاکره بر سر نحوه استفاده از اسناد متعلق به دولت‌های خارجی، تفاوت بسیار زیادی دارد.

سند ۲۴: وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا (FCO)، نامه، آر. جی. کاریک به بی. ال. کرو، ۱۳ اکتبر ۱۹۷۸ [۲۱ مهر ۱۳۵۷]

منبع: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

یکی از مقام‌های وزارت امور خارجه بریتانیا گزارش می‌دهد که پرشت اخیراً به یک دیپلمات بریتانیایی دیگر مراجعه کرده و گفته است که «امیدوار است ما از ارائه اخیر او بیش از حد شوکه نشده باشیم.» او اذعان کرده بود که «بیش از اندازه بدبین» بوده و در هر حال، دیدگاه هیچ فرد دیگری را بیان نکرده، بلکه صرفاً نظر شخصی خودش را مطرح کرده است. [۵]

به گفته بریتانیایی‌ها، کارکنان شورای امنیت ملی آمریکا، ارزیابی‌های سر آنتونی پارسونز، سفیر بریتانیا در تهران، را بیشتر از ارزیابی‌های پرشت جدی می‌گرفتند. نویسنده اضافه می‌کند که ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا در ایران، نیز با ارزیابی پارسونز هم‌نظر است و در پایان، بدون ذکر منبع، نتیجه می‌گیرد که حتی «هنری پرشت نیز اکنون دیدگاه سالیوان را پذیرفته است»!

سند ۲۵: وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا (FCO)، نامه، آر. اس. گورهام به آقای کالیمور، «ایران: جزوه قطبی و دوره مصدق»، ۱۷ اکتبر ۱۹۷۸ [۲۵ مهر ۱۳۵۷]

منبع: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

این یادداشت همراه (مربوط به سند ۲۴)، به افشاگری پرشت درباره انتشار قریب‌الوقوع اسناد آمریکایی مربوط به دوره مصدق اشاره می‌کند. نویسنده پیشنهاد می‌کند که درباره پیامدهای احتمالی این اقدام برای «اسناد و سوابق خودمان از آن دوره» نیز ملاحظاتی صورت گیرد.

سند ۲۶: وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا (FCO)، نامه، بی. ال. کرو به سر آ. داف، «گفت‌وگوهای برنامه‌ریزی انگلیسی ـ آمریکایی»، ۱۹ اکتبر ۱۹۷۸ [۲۷ مهر ۱۳۵۷]

منبع: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

برایان کرو، یکی از مقام‌های وزارت امور خارجه بریتانیا، خلاصه‌ای از گفت‌وگوهای مشترک آمریکا و بریتانیا در روزهای ۱۰ و ۱۱ اکتبر ارائه می‌کند.

این سند عمدتاً برای کامل بودن مجموعه در این‌جا گنجانده شده است، زیرا بخشی از پوشه وزارت امور خارجه بریتانیا درباره موضوع FRUS است.

نویسنده بار دیگر به اظهارات آنتونی لیک از وزارت امور خارجه آمریکا اشاره می‌کند که برخی از «اظهارنظرهای» طرف آمریکایی درباره ایران (در کنار موضوعات دیگر) «بسیار حساس» بوده‌اند و نباید افشا شوند؛ حتی در اختیار دیگر مقام‌های آمریکایی نیز قرار نگیرند.

سند ۲۷: وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا (FCO)، نامه، جی. او. کِر به بی. ال. کرو، «گفت‌وگو با برنامه‌ریزان آمریکایی: ایران»، ۲۴ اکتبر ۱۹۷۸ [۲ آبان ۱۳۵۷]

منبع: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

این یادداشت کوتاه نشان می‌دهد که موضوع جلد آتی مجموعه FRUS درباره ایران در وزارت امور خارجه بریتانیا در حال انتقال به سطوح بالاتر بوده است. نویسنده درخواست می‌کند سفارت بریتانیا در واشنگتن درباره خطرات احتمالی انتشار اسناد آمریکایی تحقیق کند و مشخص شود «چه زمانی وزارت امور خارجه [آمریکا] قصد دارد این موضوع را رسماً با ما مطرح کند.»

سند ۲۸: وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا (FCO)، نامه، جی. جی. اچ. والدن به بی. ال. کرو، «گفت‌وگوهای برنامه‌ریزی انگلیسی ـ آمریکایی: ایران»، ۱۰ نوامبر ۱۹۷۸ [۱۹ آبان ۱۳۵۷]

منبع: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

این یادداشت کوتاه، که اکنون یک ماه از گفت‌وگوهای مشترک آمریکا و بریتانیا گذشته است، نشان‌دهنده علاقه بیشتر بریتانیا به انتشار احتمالی اسناد از سوی وزارت امور خارجه آمریکا است.

در این‌جا و در دیگر یادداشت‌های بریتانیا، به اشتباه گزارش شده است که این اسناد قرار است براساس قانون آزادی اطلاعات (یا همان‌طور که در این‌جا آمده، «قانون اطلاعات عمومی») منتشر شوند؛ در حالی که در واقع قرار بود این اسناد در مجموعه روابط خارجی ایالات متحده (FRUS) منتشر شوند.

سند ۲۹: وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا (FCO)، یادداشت همراه آر. اس. گورهام خطاب به استریمز، «ایران: انتشار اسناد محرمانه»، به همراه پیش‌نویس نامه به واشنگتن، ۱۴ نوامبر ۱۹۷۸ [۲۳ آبان ۱۳۵۷]

منبع: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

این یادداشت و پیش‌نویس نامه عمدتاً به این دلیل در مجموعه گنجانده شده‌اند که بخشی از پرونده وزارت امور خارجه بریتانیا درباره این موضوع هستند. با این حال، پیش‌نویس نامه حاوی تفاوت‌هایی در عبارت‌بندی نسبت به نسخه نهایی آن است (سند ۳۱).

سند ۳۰: سفارت آمریکا در لندن، نامه، رونالد آی. اسپیرز خطاب به سر توماس بریملو، ۲۴ مارس ۱۹۷۵ [۴ فروردین ۱۳۵۴]

منبع: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

سه سال پیش از افشاگری پرشت برای همتایان بریتانیایی خود، بریتانیا از وزارت امور خارجه آمریکا درباره نحوه برخورد ایالات متحده با «اطلاعات طبقه‌بندی‌شده دریافت‌شده از دولت اعلیحضرت» راهنمایی کلی خواسته بود.

یک ماه پیش از آن، اصلاحات گسترده‌ای در قانون آزادی اطلاعات آمریکا به اجرا درآمده بود. این نامه که توسط رونالد اسپیرز، دومین مقام ارشد سفارت آمریکا در لندن در آن زمان، نوشته شده، پاسخی مفصل به این درخواست ارائه می‌کند.

آگاهی بریتانیا از اصلاحات جدید و نگرانی آن درباره پیامدهای این اصلاحات ـ ازجمله پرسش نسبتاً پیچیده‌ای درباره این‌که اسناد محرمانه در پرونده‌های قضایی چگونه مورد استفاده قرار خواهند گرفت ـ نشان می‌دهد که بریتانیا حفاظت از اطلاعات خود را مسئله‌ای بسیار حساس تلقی می‌کرد.

کاردار آمریکا نیز به همان اندازه نگران بود که اطمینان‌های لازم را به طرف بریتانیایی ارائه دهد.

(بیش از یک دهه بعد، اسپیرز به‌شدت با تلاش‌های کمیته مشورتی تاریخی وزارت امور خارجه آمریکا برای دسترسی به اسناد محدودشده جهت استفاده در مجموعه FRUS مخالفت کرد.) [۶]

سند ۳۱: وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا (FCO)، نامه، آر. اس. گورهام به آر. جی. اس. مویر، «ایران: انتشار اسناد محرمانه»، ۱۶ نوامبر ۱۹۷۸ [۲۵ آبان ۱۳۵۷]

منبع: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

به سفارت بریتانیا در واشنگتن درباره احتمال انتشار اسناد مربوط به دوره ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۴ هشدار داده می‌شود. وزارت امور خارجه بریتانیا آشکارا انتظار دارد که، همان‌طور که ظاهراً در گذشته نیز معمول بوده است، «برای آمریکایی‌ها مشکلی وجود نداشته باشد که ابتدا نسخه‌هایی از هرگونه تلگرام و غیره ارسالی از سوی ما و همچنین اسناد آمریکایی که دیدگاه‌های ما را ثبت کرده‌اند، حذف کنند؛ حتی در مورد اسنادی که به ‌معنای دقیق کلمه، اطلاعات رسمی ارائه‌شده از سوی یک دولت خارجی محسوب نمی‌شوند.»

این موضوع پرسش‌های مهمی درباره میزان تلاش معمول مقام‌های آمریکایی برای رعایت حساسیت‌های متحدان خود مطرح می‌کند؛ ازجمله این‌که آیا این ملاحظات حتی تا حد سانسور اسناد آمریکایی نیز پیش می‌رفته است.

در ادامه نامه آمده است: «آن‌چه روشن نیست این است که آیا آن‌ها می‌توانند اسناد آمریکایی‌ای را نیز از انتشار خارج کنند که به دیدگاه‌های مشترک انگلیسی ـ آمریکایی درباره، برای مثال، برکناری مصدق در سال ۱۹۵۳ اشاره دارند یا نه.»

سند ۳۲: سفارت بریتانیا در واشنگتن، نامه، آر. جی. اس. مویر به آر. اس. گورهام، «ایران: انتشار اسناد محرمانه»، ۱۴ دسامبر ۱۹۷۸ [۲۳ آذر ۱۳۵۷]

منبع: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

این پیگیریِ درخواست قبلی گورهام (سند ۳۱)، بازتاب دیگری از نگرانی و حساسیت بریتانیا نسبت به انتشار قریب‌الوقوع اسناد است.

مقام سفارت گزارش می‌دهد که «چندین بار» درباره این موضوع با هنری پرشت صحبت کرده و میز ایران در وزارت امور خارجه آمریکا نیز به نمایندگی از لندن در حال بررسی این مسئله است.

هدف این است که وزارت امور خارجه آمریکا را متقاعد کنند که نه‌تنها اسناد بریتانیایی، بلکه اسناد آمریکایی را نیز از انتشار خارج کند.

سند ۳۳: سفارت بریتانیا در واشنگتن، نامه، آر. جی. اس. مویر به آر. اس. گورهام، «ایران: انتشار اسناد محرمانه»، ۲۲ دسامبر ۱۹۷۸ [۱ دی ۱۳۵۷]

منبع: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

سفارت، وزارت امور خارجه بریتانیا را در جریان آخرین وضعیت اسناد مربوط به ایران قرار می‌دهد. پرشت به سفارت اطلاع می‌دهد که حاضر است برای کمک به به تعویق انداختن انتشار اسناد، «اسناد را نزد خود نگه دارد.» اولویت پرشت، تأثیر احتمالی انتشار این اسناد بر سیاست جاری آمریکا و بریتانیا در قبال ایران است.

در مقابل، یکی از تاریخ‌نگاران وزارت امور خارجه آمریکا روشن می‌کند که دفتر او خود را موظف نمی‌داند حتی درباره اسناد غیربریتانیا نیز با دولت بریتانیا مشورت کند. این تاریخ‌نگار می‌گوید که «در گذشته در برابر درخواست دولت‌های دیگر برای مشورت مشترک مقاومت کرده و در برابر چنین درخواستی از سوی ما نیز به‌شدت مقاومت خواهد کرد.»با این حال، همین تاریخ‌نگار می‌پذیرد که اگر سفارت مستقیماً از بخش سیاست‌گذاری وزارت امور خارجه درخواست خود را پیگیری کند، ممکن است «موفق شود».

نامه سفارت با یک «پاورقی» پایان می‌یابد که در آن آمده است تاریخ‌نگاران وزارت امور خارجه آمریکا اسناد سال‌های ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۴ را مطالعه کرده و آن‌ها را «مجموعه‌ای فوق‌العاده» یافته‌اند.

جالب آن‌که یکی دیگر از مقام‌های وزارت امور خارجه بریتانیا، در حاشیه این نامه و به‌ صورت دست‌نویس، دیدگاه متفاوتی درباره پیامدهای احتمالی انتشار قریب‌الوقوع اسناد ارائه کرده است:

«از آن‌جا که انقلاب [در ایران] در جریان است، مسئله دیگر انگلیسی ـ آمریکایی نیست؛ نخستین افشاگری‌ها از سوی طرف ایرانی خواهد بود.»

به بیان دیگر، انقلاب پیامدهای زیان‌بار خود را به همراه خواهد آورد و انقلابیون دیگر نیازی به دریافت اسناد یا مدارک بیشتری از سوی غرب برای ضربه زدن به بریتانیا نخواهند داشت.

سند ۳۴: وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا (FCO)، یادداشت همراه، کوهن (؟) خطاب به لوکاس، حدود ۲۲ دسامبر ۱۹۷۸ [۱ دی ۱۳۵۷]

منبع: TNA: PRO FCO ۸/۳۲۱۶

یکی از مقام‌های ناشناس وزارت امور خارجه بریتانیا در یادداشتی دست‌نویس در پایین این متن، نگرانی بسیار کمتری نسبت به برخی همکاران خود درباره پیامدهای احتمالی افشای اسناد مربوط به ایران نشان می‌دهد.

او با اشاره به بخشی از بند ۳ نامه پیوست‌شده (نگاه کنید به سند قبلی)، می‌پرسد:

«چرا باید نگران هرگونه اسناد دیگر باشیم؟»

نویسنده با پیشنهاد نویسنده یادداشت همراه مبنی بر این‌که «فعلاً بگذاریم این موضوع مسکوت بماند» موافقت می‌کند و سپس ادامه می‌دهد:

«فکر می‌کنم باید به‌ طور مثبت در پی جلب موافقت دیگر افراد ذی‌نفع برای Y باشیم.»

(حرف «Y» به بخش مربوط در یادداشت همراه اشاره دارد.)

سند ۳۵: وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا (FCO)، صورت‌جلسه نشست، «بازنگری در سیاست ایران»، ۲۰ دسامبر ۱۹۷۸ [۲۹ آذر ۱۳۵۷]

منبع: آرشیو ملی بریتانیا، FCO ۸/۳۳۵۱، شماره پرونده NB P ۰۱۱/۱ (بخش A) ، عنوان «وضعیت سیاسی داخلی در ایران»

دیوید اوئن، وزیر امور خارجه بریتانیا، ریاست این نشست وزارت امور خارجه را درباره بحران رو به گسترش ایران برعهده دارد. این سند دریچه‌ای به ارزیابی لندن از انقلاب ایران و نگرانی‌های بریتانیا درباره آینده می‌گشاید؛ ازجمله این‌که «بالاترین اولویت» را به دریافت مطالبات و بدهی‌های عمده و معوق خود اختصاص دهند.

این سند همچنین نشان می‌دهد که همه مقام‌های وزارت امور خارجه بریتانیا معتقد نبودند که افشاگری‌های احتمالی در مجموعه FRUS الزاماً آسیب قابل‌توجهی به منافع بریتانیا وارد خواهد کرد.

اگرچه آی. تی. ام. لوکاس درباره رویدادهای سال ۱۹۷۸ صحبت می‌کند، اظهارنظر او می‌تواند به همان اندازه درباره پیامدهای افشای اقدامات لندن در سال ۱۹۵۳ نیز صدق کند:

«[در] دولت [ایران] به ‌طور عمومی شناخته شده بود که بریتانیایی‌ها با چه کسانی در ارتباط و گفت‌وگو هستند و ما هیچ کاری نمی‌توانستیم انجام دهیم تا افکار عمومی را از تصوراتش درباره نقش بریتانیا در ایران منصرف کنیم» (ص. ۲)

یادداشت‌ها

[۱] تنها در چند سال اخیر، کتاب‌هایی به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و فارسی از یرواند آبراهامیان، غلامرضا افخمی، محمد امینی، کریستوفر دو بلاگ، داریوش بایندر، مارک گازیوروسکی (و نویسنده این متن)، استفان کینزر، عباس میلانی، علی رهنما و دیگران، به ‌طور ویژه بر مصدق و کودتا تمرکز کرده یا دست‌کم به ‌طور مفصل به این موضوع پرداخته‌اند. این آثار گاه درباره این‌که چه کسی پشت طراحی سرنگونی مصدق بوده و این عملیات درنهایت چگونه پیش رفته است، اختلاف‌نظرهای گسترده‌ای دارند. آثار بیشتری نیز در راه هستند؛ ازجمله کتاب مهمی به زبان انگلیسی درباره سیاست داخلی ایران نوشته علی رهنما از دانشگاه آمریکایی پاریس.

[۲] تیم وینر، «سیا اسناد مربوط به کودتای ۱۹۵۳ ایران را نابود کرد»، نیویورک تایمز، ۲۹ مه ۱۹۹۷ [۸ خرداد ۱۳۷۶].

[۳] تیم وینر، «شفافیت سیا به‌عنوان یک «شو تبلیغاتی» به سخره گرفته شد»، نیویورک تایمز، ۲۰ مه ۱۹۹۷ [۳۰ اردیبهشت ۱۳۷۶]، تیم وینر، همان منبع، ۲۹ مه ۱۹۹۷ [۸ خرداد ۱۳۷۶]. (همچنین به پیوند مربوط به شکایت حقوقی آرشیو، که در بالا آمده است، مراجعه کنید.)

[۴] کریمیت روزولت، کودتای متقابل: مبارزه برای کنترل ایران (نیویورک: انتشارات مک‌گراو هیل، ۱۹۷۹)؛ نیویورک تایمز، ۱۶ آوریل ۲۰۰۰ [۲۸ فروردین ۱۳۷۹].

[۵] پرشت به یاد می‌آورد که در ابتدا قرار نبود در این نشست‌ها حضور داشته باشد؛ نشست‌هایی که معمولاً معاونان دستیار وزیر و مقام‌های بالاتر در آن‌ها شرکت می‌کردند. اما نماینده بخش خاور نزدیک وزارت امور خارجه آمریکا در دسترس نبود. پرشت می‌گوید: «من را به‌اجبار وارد ماجرا کردند.» او به یاد می‌آورد که مجبور شدن به «نشستن پای گفت‌وگوهای بی‌پایان و بی‌حاصل» درباره موضوعات حاشیه‌ای، در شرایطی که «کارهایم درباره ایران از قبل روی سرم ریخته بود»، در ایجاد «حال‌وهوایی ناخوشایند» در او نقش داشت. (ایمیل هنری پرشت به نویسنده، ۲ ژوئن ۲۰۱۱ [۱۲ خرداد ۱۳۹۰])

[۶] جاشوا باتس، دفتر تاریخ‌نگار، وزارت امور خارجه ایالات متحده، «بار مسئولیت برای وزارتخانه؟: تا قانون FRUS سال ۱۹۹۱»، ۶ فوریه ۲۰۱۲ [۱۷ بهمن ۱۳۹۰].

منبع: nsarchive۲.gwu.edu

۲۵۹

کد مطلب 2262392

  • طلایین
  • خاطرات هاشمی: رهبری از دست تندروهای چپ خشمگین‌اند

    خاطرات هاشمی: رهبری از دست تندروهای چپ خشمگین‌اند

  • ۳۵ سند آمریکایی و بریتانیایی که رازهای کودتای ۲۸ مرداد را فاش می‌کنند

    ۳۵ سند آمریکایی و بریتانیایی که رازهای کودتای ۲۸ مرداد را فاش می‌کنند