زبان نوشتاری و گِل همچنین امکان توسعه نظام عددی را فراهم کردند؛ نظامی که قرار بود پایه و اساس درک انسان مدرن از زمان و مکان شود. در همین سرزمین عراق بود که مردم به این ایده رسیدند که زمان را به ساعتهای ۶۰ دقیقهای، دقیقهها را به ۶۰ ثانیهای، هفته را به هفت روز و دایره را به ۳۶۰ درجه تقسیم کنند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بینالنهرین، واقع در میان رودهای دجله و فرات، به دلیل برخورداری از زمینهای حاصلخیز و گسترش سیستمهای آبیاری، به «مهد تمدن» بدل شد. این شرایط امکان رشد دولت-شهرهایی همچون اور، اریدو و اوروک را فراهم آورد که حدود ۵۰۰۰ سال پیش، جمعیتی بیش از ۵۰ هزار نفر داشتند.
سومریان با ابداع نخستین خط جهان، یعنی «خط میخی» بر روی لوحهای گلی، گامی نوآورانه برداشتند که ثبت و ضبط منابع غذایی و تجارت را تسهیل کرد. این پیشرفت، در کنار توسعه یک نظام عددی، پیریزی بسیاری از جنبههای اساسی جامعه مدرن را رقم زد.
زوال تمدن سومر در حدود ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد، به کاهش بهرهوری کشاورزی ناشی از شور شدن خاک در اثر آبیاری نسبت داده میشود. این رویداد، راه را برای ظهور امپراتوریهای بعدی در بینالنهرین، ازجمله امپراتوریهای اکدی، بابلی و آشوری هموار ساخت.
سومر، به عنوان مهد تمدن، تا پیش از آنکه اسرارش از زیر شنهای بیابان بیرون کشیده شود، کاملاً ناشناخته بود. در نیمه دوم قرن نوزدهم، باستانشناسان فرانسوی و بریتانیایی در جستوجوی یافتههایی از دوره آشوری، به سرزمینی که امروزه عراق نامیده میشود، سفر کردند. آنان به طور اتفاقی با تمدنی بسیار کهنتر مواجه شدند. تا پیش از آن، لایههای عظیم رسوبی که رودهای فرات و دجله از کوههای ترکیه با خود میآوردند، موفق شده بود ردپای گذشته را محو و پنهان نگاه دارد. با حفاری و تاریخگذاری سومر، گستره تاریخی که برای بشر شناخته شده بود، به شکل بنیادینی وسعت یافت.

مهد تمدن در کجا واقع شده است؟
از منظر طبیعی، بینالنهرین سرزمینی عمدتاً هموار با دشتهای شنیِ وسیع و پوشش گیاهیِ پراکنده است. در نواحی پایینی و به سمت خلیجفارس، چشماندازی باتلاقی به چشم میخورد؛ جایی که دریا پس از آخرین عصر یخبندان بهمرور عقبنشینی کرده است. آبوهوای منطقه را اقلیم بیابانی تعریف میکند؛ بارندگیها پراکنده است، میانه روز گرما طاقتفرسا میشود، در حالی که زمستانها و شبها سرما میتواند گزنده و استخوانسوز باشد.
با وجود آنکه در این سرزمین بهندرت باران میبارید، مناطق مرکزی تمدن بینالنهرین همواره در معرض سیلابهای ویرانگری بودند که از رودهای فرات و دجله سرچشمه میگرفتند. از آنجا که اراضی هموار منتهی به دریا از گل و لای و شن پدید آمده بود، سنگی برای ساختوساز در دسترس نبود. همچنین در آنجا درختی نمیرویید که بتوان از چوبش برای ساخت خانه یا قایق استفاده کرد.

یکی از دلایل اصلیِ تبدیل شدن بینالنهرین به مهد تمدن، موقعیت جغرافیایی آن بود. این منطقه میان دو رود دجله و فرات واقع شده بود که منبع آب دائمی را برای آن فراهم میآورد. این رودخانهها همچنین تجارت و حملونقل را تسهیل میکردند و به مردمان این امکان را میدادند که بهآسانی از نقطهای به نقطه دیگر سفر کنند.
این دو رود بزرگ، نظامی را پدید آوردند که شرایط مساعد را برای گسترش آبیاری مصنوعی در مقیاسی وسیع فراهم ساخت. پیش از آنکه مسیرهای تقریباً موازی رودهای فرات و دجله به یکدیگر بپیوندند و آنچه را ما امروز «اروندرود» (شطالعرب) مینامیم شکل دهند، تفاوت اندکی میان آنها وجود داشت. این رودخانهها فرصتهای منحصربهفردی را برای آبیاری مصنوعی و حملونقل آبی پدید آوردند.

برگرفته از ancient-origins.net
تاریخ در سومر آغاز شد
در حدود ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد، سومریان جامعهای را پیریزی کردند که سرنوشت تاریخ جهان را رقم زد. سومریان خود را «مردمان سیاهسر» مینامیدند و نام سرزمینشان نیز به معنای «سرزمین مردمان سیاهسر» بود. سومر جمعیتی با تنوع قومی داشت؛ از این رو، تاریخ سومر نه تاریخِ یک ملت یا یک قوم خاص، بلکه تاریخِ یک منطقه است.
تمدن سومری نخستین جامعه در تاریخ بود که توانست نیروهای طبیعت را به خدمت جامعه درآورد. سومریان با ابداع سامانهای برای آبیاری مصنوعی، چنان حاصلخیزیِ بینظیری به زمینها بخشیدند که قادر بودند نیاز غذایی چندین دولتشهر با جمعیتی رو به رشد را تأمین کنند. این امر سرانجام به انقلابی شهری انجامید که سکونتِ اکثریت جمعیت جهان در شهرها را ممکن ساخت. شهرهای اور، اریدو و اوروک، ۵۰۰۰ سال پیش جمعیتی بالغ بر ۵۰ هزار نفر داشتند.
این عبارتِ تأملبرانگیز که «تاریخ در سومر آغاز شد»، بر اهمیت بنیادین این جامعه در تکامل بشری تأکید دارد، اما در عین حال مبالغهآمیز است؛ چراکه تاریخ درحقیقت در هیچ نقطه خاصی آغاز نشده است.

گِل به عنوان منبع و دفترچه یادداشت
سرانجام، سومریان به مزایای این دشت رودخانهای پی بردند که دسترسی بیپایانی به منبعی دیگر داشت؛ منبعی که قرار بود اهمیتی در سطح تاریخ جهان بیابد. گِل، نوشداروی سومر شد. این ماده به مصالح اصلی ساخت معابد و نخستین دفتر ثبتِ هنرِ نویسندگی بدل گشت. از گِل میتوانستند خشت بسازند؛ خشتهایی که به نوبه خود در ساخت خانهها، زیگوراتها (هرمهای پلهکانی)، معابد، خاکریزها و دیواره کانالها به کار میرفت. شهرهای سومری با دیوارهایی از جنس همین خشتها محصور شده بودند. در «اوروک»، شهر توسط دیواری به طول ده کیلومتر، همراه با برجهای دفاعی که همگی با گِل ساخته شده بودند، احاطه میشد. گِل، نخستین مصالح ساختمانیِ تمدن بود.
گِل همچنین زیربنای گام تعیینکننده دیگری را در تاریخ بشر فراهم آورد: ابداع نخستین زبان نوشتاری جهان، یعنی «خط میخی». سومریان با استفاده از ابزارهای نوکتیز، نشانههایی را بر روی لوحهای گلی حک میکردند و سپس آنها را زیر نور خورشید میگذاشتند تا خشک شوند. از آنجا که ذخیرهسازی و توزیع مواد غذایی یکی از نوآوریهای تمدن محسوب میشد، نیاز به نظامی بود که بتواند اطلاعات لازم درباره منابع غذایی و اینکه چه کسی چه چیزی دریافت کرده است را ثبت و ضبط کند. چنین نظام ثبت و بایگانی، برای فعالیتهای تجاریِ دولتشهرها و همچنین سازماندهی امور آنها نیز اهمیت داشت. به همین دلیل است که نخستین انسانی که از او به عنوان نویسنده یاد میکنیم، از سومر برخاسته است. زبان نوشتاری، تمدن را نیافرید؛ بلکه این تمدن بود که زبان نوشتاری را پدید آورد، که خودِ آن نیز به نوبه خود باعث توسعه هرچه بیشتر تمدن شد.
زبان نوشتاری و گِل همچنین امکان توسعه نظام عددی را فراهم کردند؛ نظامی که قرار بود پایه و اساس درک انسان مدرن از زمان و مکان شود. در همین سرزمین عراق بود که مردم به این ایده رسیدند که زمان را به ساعتهای ۶۰ دقیقهای، دقیقهها را به ۶۰ ثانیهای، هفته را به هفت روز و دایره را به ۳۶۰ درجه تقسیم کنند.

نخستین متن حقوقی تاریخ و اولین جنگ
گِل همچنین امکان ایجاد نخستین متن حقوقی جهان را فراهم کرد که تضمین مینمود هیچ شهروندی درباره مجازاتِ اعمال مختلف، از همبستری با بردگان دیگران گرفته تا قتل، تردیدی نداشته باشد. در حدود ۲۱۰۰ سال پیش از میلاد، در «قانوننامه اور-نامو» اعلام شد: «کسی که مرد دیگری را بکشد، خود نیز باید کشته شود.»
از زمانی که کانالها شروع به پیوند دادن شهرها به یکدیگر کردند، درگیریها نیز آغاز شد. گفته شده است که نخستین جنگ در تاریخ جهان زمانی رخ داد که «پادشاه ایاناتوم» از شهر «لاگاش»، در حدود ۲۴۵۰ سال پیش از میلاد، دولتشهرِ رقیب خود یعنی «اوما» را شکست داد. این درگیری بر سر کنترلِ همین آبراههای مصنوعی و کانالهای آبیاری بود. علت جنگ هرچه باشد، ما تصاویری از صحنههای نبرد ۴۵۰۰ ساله را بر روی سنگی به نام «لوح کرکسها» (Stele of the Vultures) داریم که در موزه لوور پاریس به نمایش درآمده است. پس از پیروزی، پادشاه نوعی سنگ مرز بنا کرد و شرایط صلح بر روی آن حک شد. بدین ترتیب، سومر نهتنها نخستین جنگ، بلکه نخستین معاهده صلح شناختهشده در تاریخ را نیز به ما هدیه داد.

فروپاشی تمدن سومر
در عین حال، شاید چنین به نظر برسد که سومر جامعهای بود که دقیقاً به این دلیل از صحنه تاریخ محو شد که طبیعت بر آن چیره گشت. این دیدگاه به طور گسترده مورد پذیرش است که تمدن سومر، که از حدود ۴۰۰۰ تا ۲۰۰۰ پیش از میلاد وجود داشت، فروپاشید یا از میان رفت و پس از آن، ساختارهای حکومتی دیگری در بینالنهرین شکل گرفتند.
توضیحی که بهتدریج بیشترین پشتیبانی را کسب کرده، این است که تمدن سومر به دلیل کاهش تدریجی بهرهوری کشاورزی رو به افول نهاد.
از آنجا که رودهای فرات و دجله، آب حاصل از ذوب برف کوههای ترکیه را با خود میآوردند، حاوی غلظت بالایی از املاح حلشده بودند. در طول هزارهها، نمک موجود در آبهای زیرزمینی از طریق ریشه گیاهان به سطح خاک کشیده شده بود. همچنین، بادهایی که از سمت خلیجفارس میوزیدند، نمک بیشتری را با خود میآوردند. آبیاریِ بیشتر و بیشتر، نمکِ بیشتری را در خاک برجای میگذاشت. با گذشت زمان، نابودی زمین امری اجتنابناپذیر بود. نوآوری انقلابی آنان، یعنی همان سیستم آبیاری، بذرِ افولِ آرام و فروپاشی نهایی تمدنشان شد.
امپراتوریهای بعدی در بینالنهرین
در طول زمان، امپراتوریهای گوناگونی در بینالنهرین پدید آمدند که هر یک اثری از خود بر فرهنگ و جامعه این منطقه بر جای گذاشتند. یکی از نخستینِ این امپراتوریها، امپراتوری اکدی بود که در حدود ۲۳۳۴ پیش از میلاد ظهور کرد. اکدیها توسط «سارگون اکدی» هدایت میشدند؛ کسی که دولتشهرهای سومری را فتح کرد و یک امپراتوری واحد تشکیل داد.
امپراتوری اکدی به دلیل قدرت نظامی و مشارکتهایش در تمدن بینالنهرین شناخته شده بود. آنان سنت سومریِ استفاده از خط میخی را ادامه دادند و قلمروی امپراتوری را از طریق مجموعهای از لشکرکشیهای نظامی گسترش دادند.
امپراتوری بابل که در حدود ۱۸۹۴ پیش از میلاد پدیدار شد، دیگر امپراتوری مهم در بینالنهرین بود. بابلیها به دلیل پیشرفتهایشان در حقوق و ادبیات، ازجمله تدوین «قانوننامه حمورابی» که یکی از نخستین کدهای حقوقی تاریخ است، شهرت داشتند. آنان همچنین سازههای چشمگیری مانند «باغهای معلق بابل» را ساختند؛ یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان که به عنوان یکی از بزرگترین شاهکارهای مهندسی امپراتوری بابل محسوب میشود. این باغها شامل مجموعهای از باغهای طبقهبندیشده بود که بر روی تراسی عظیم از سنگ بنا شده بودند. هر طبقه مملو از گیاهان و درختان بود و واحهای سرسبز و خرم را در دل بیابان پدید میآورد.
امپراتوری آشور که در حدود ۲۵۰۰ پیش از میلاد ظهور کرد، دیگر قدرت عمده در بینالنهرین بود. آشوریان به دلیل قدرت نظامی و استفادهشان از فناوریهای پیشرفته، مانند ادوات محاصره و سلاحهای آهنین شناخته شده بودند. آنان همچنین یک نظام دیوانسالاری (بوروکراتیک) پیچیده را توسعه دادند که در آن مأمورانی مسئولیت مدیریت جنبههای مختلف دولت را بر عهده داشتند.
سرانجام، امپراتوری پارس که در حدود ۵۵۰ پیش از میلاد ظهور کرد، آخرین امپراتوری بزرگ باستانی بود که بر بینالنهرین حکومت کرد. پارسیان به دلیل هنر، ادبیات، پیشرفتهای فلسفی و رواداری مذهبی خود شناخته شده بودند. آنان به مردمان فرهنگها و ادیان مختلف اجازه میدادند تا در کنار هم زندگی و کار کنند و بدین ترتیب جامعهای متنوع و جهانشهری پدید آوردند.

میراث مهد تمدن
میراث بینالنهرین بسیار فراتر از خودِ این منطقه گسترش یافته است. نوآوریها و دستاوردهای بینالنهرینیها تأثیری عمیق بر جوامع پس از خود گذاشت و مسیر تاریخ بشر را شکل داد. هنگامی که به گذشته مینگریم، «مهد تمدن» همچنان امروزه ما را الهام میبخشد و مجذوب خود میکند. این نوآوریها و دستاوردها، پتانسیل شگفتانگیز نبوغ و خلاقیت انسانی و قدرت پایدار تمدن بشری را به ما یادآوری میکنند.
منبع: www.thecollector.com
۲۵۹
کد مطلب 2256114
-
عکس/ حمل «پیانو» در یکی از خیابانهای تهران؛ دوران قاجار
-
بینالنهرین چگونه به مهد تمدن تبدیل شد؟
-
عکس/ «باراک اوباما» در دوران دانشجویی و در کتابخانه نورتون؛ سال ۱۳۵۹
