خبرنگاری میانجیگری بازسازی اعتماد

خبرنگاری میانجیگری بازسازی اعتماد

دفاع از خبرنگار، دفاع از «امکان گفت‌وگو» در ایران است. روز خبرنگار، روز به رسمیت شناختن این حقیقت است: رسانه‌ای که در آن «صداهای متکثر» شنیده نشود، بلندگو است و با بلندگو نمی‌توان جامعه را اداره کرد. ما نیازمند فضای امنی هستیم که در آن، خبرنگار به جای ترس از «احضار»، دغدغه‌ «دقت در روایت» را داشته باشد.این تنها راهی است که می‌توانیم مرجعیت رسانه‌ای را دوباره به داخل مرزها بازگردانیم و در جنگ روایت‌ها، با سلاح «شفافیت و حقیقت» پیروز شویم.

خبرنگار صرفا یک «پیام‌رسان» نیست، او «معمار واقعیت اجتماعی» است. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که واقعیت‌ها نه آن‌گونه که هستند، بلکه آن‌گونه که روایت می‌شوند، تجربه می‌شوند. روز خبرنگار، فرصتی است برای تامل در این حقیقت: وقتی از خبرنگار سخن می‌گوییم، از «اعصاب محیطی جامعه» حرف می‌زنیم؛ اگر این اعصاب ملتهب باشد یا قطع شود، کل ارگانیسم جامعه دچار اختلال در درک پیرامون خود می‌شود.

من بر این باورم که بزرگ‌ترین بحران امروزِ رسانه در ایران، «فرسایش مرجعیت» است. ما با پدیده‌ای مواجهیم که می‌توان آن را «کوچِ مرجعیت از داخل به خارج» نامید. این فقط یک تغییرِ سلیقه‌ مخاطب نیست، یک گسست ساختاری در «حوزه‌ عمومی» است. وقتی رسانه‌ داخلی به دلایلِ گوناگون -از خودسانسوری ساختاری گرفته تا فشار نهادهای بیرونی- نمی‌تواند روایتی جامع، متکثر و اعتمادبرانگیز از واقعیت ارائه دهد «خلأ معنایی» ایجاد می‌شود.

علاوه بر این، وقتی «رسانه‌ اول» (رسانه‌ جریان اصلی در داخل) نتواند روایتگری‌های بی‌طرفانه کند و همه ایرانیان خود را در قاب آن نبینند، «رسانه‌ دوم» (خارجی یا غیررسمی) این خلأ را پر می‌کند. این همان‌جاست که حمله به تمام ذهنی در جامعه آغاز می‌شود. با از جاکندگی ذهن‌ها از متن سرزمینی، وقتی گفته می‌شود «جنگ‌ها با کلمات آغاز می‌شوند» بازتابی از یک نگاه تقلیل‌گرایانه نیست، بلکه یک استراتژی شناختی است.

در دنیای امروز «قدرت روایت» از ابزارهای سخت پیشی گرفته است. اگر ما در داخل، خبرنگار را به عنوان یک «کنشگر میانجی» به رسمیت نشناسیم، عملا ابزار دفاع از منافع ملی و ثبات اجتماعی را از خود سلب کرده‌ایم. خبرنگاری که دلهره دارد، خبرنگاری که امنیت شغلی‌اش در گروی سلیقه‌های متغیر است، نمی‌تواند «میانجی عاقل» میان دولت و جامعه باشد. او ناچار است به «انفعال» پناه ببرد و این در حالی است که عده‌ای غیرمسوولانه هر آنچه اراده می‌کنند و دلخواه‌شان است با نفع امنیت و منافع ملی باشد یا نباشد، می‌گویند و می‌نویسند.

در این میان، نکته‌ کلیدی، مفهوم «سرمایه اجتماعی» است. رسانه، می‌تواند بزرگ‌ترین نهاد تولید این سرمایه باشد. این امر مستلزم داشتن امنیت شغلی، امنیت نوشتن و سیاسی است. باید شرایط لازم برای «خلاقیت انتقادی» که برای توسعه ضروری است، فراهم شود. روزنامه‌نگاری امروز، گرفتار در چنبره‌ بحران‌های چندلایه است؛ از ناامنی معیشتی و فشارهای ساختاری گرفته تا سلطه‌ بی‌امان پلتفرم‌ها که منطق تولید محتوا را به سمت شتاب‌زدگی و تقلیل عمق کشانده است. در این زیست‌بوم متلاطم، روزنامه‌نگار نه تنها با محدودیت‌های نهادی، بلکه با سیلاب روایت‌های جعلی و هیجان‌ساز نیز دست ‌به ‌گریبان است.

وقتی رسانه، مجال تأمل و راستی‌آزمایی را از دست بدهد و ناچار شود در رقابتی نابرابر به نیازهای لحظه‌ای و گذرا پاسخ دهد، جامعه از «فهم ریشه‌ای مسائل» باز می‌ماند و به «واکنش‌های هیجانی» رانده می‌شود. این همان‌جاست که نقش خبرنگار حرفه‌ای به ‌مثابه میانجی آگاه و حامل عقلانیت، بیش از همیشه حیاتی جلوه می‌کند. راهکار برون‌رفت از این انسداد، بازگشت به پارادایم «امنیت‌بخشی به ساحت رسانه» است.

این یک شعار ژورنالیستی نیست، یک ضرورت راهبردی است، زیرا ما نیازمند قرار گرفتن «مرجعیت رسانه در داخل ایران» هستیم. ‌علاوه بر این، نیازمند گذار از «خبرنگاری ویترینی» به «خبرنگاری دانش‌محور» هستیم. برای این گذار، باید «نهادهای صنفی» را به رسمیت شناخت. تجربه‌ انجمن‌های صنفی روزنامه‌نگاران در مقاطع تاریخی ما نشان داده که رسانه وقتی می‌تواند «میانجی دولت و ملت» باشد که صنف قدرتمندی داشته باشد تا از استقلالِ حرفه‌ایِ اعضایش دفاع کند.

خبرنگار مستقل، نه دشمن دولت است و نه کارمند آن؛ او «دیده‌بان» جامعه است. در عصر تکنولوژی‌های نوین و گذار از عصر کاغذ، تغییرات پارادایمیک اجتناب‌ناپذیر است. روزنامه‌نگاریِ امروز باید به «دانش تخصصی» مجهز شود. ما در برابر امواج عظیم «اطلاعات کاذب، فیک‌نیوزها و باج‌نیوزها» و «هیجان‌سازی‌های رسانه‌ای»، نیازمند روزنامه‌نگارانی هستیم که نه تنها گزارشگر خبر، بلکه تحلیلگر زمینه‌ها باشند. اگر خبرنگار نتواند دردهای جامعه را روایت کند، آن دردها به «غلیان زیرپوستی» تبدیل می‌شوند که از کنترل رسانه خارج است.

دفاع از خبرنگار، دفاع از «امکان گفت‌وگو» در ایران است. روز خبرنگار، روز به رسمیت شناختن این حقیقت است: رسانه‌ای که در آن «صداهای متکثر» شنیده نشود، بلندگو است و با بلندگو نمی‌توان جامعه را اداره کرد. ما نیازمند فضای امنی هستیم که در آن، خبرنگار به جای ترس از «احضار»، دغدغه‌ «دقت در روایت» را داشته باشد.

این تنها راهی است که می‌توانیم مرجعیت رسانه‌ای را دوباره به داخل مرزها بازگردانیم و در جنگ روایت‌ها، با سلاح «شفافیت و حقیقت» پیروز شویم. ما باید با ایجاد زمینه برای شنیدن صداهای متکثر و متنوع راه را برای روزنامه‌نگارانی هموار کنیم که در امنیت و با آرامش فکر برای حفظ ایران، فهم پیچیدگی‌های جامعه و پاسداشت حق دانستن قلم می‌زنند. این روز بر تمامی کنشگران صبور آگاهی در عرصه رسانه، روزنامه و خبر گرامی باد.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2257653

  • طلاین
  • خبرنگاری میانجیگری بازسازی اعتماد

    خبرنگاری میانجیگری بازسازی اعتماد

  • یک چرخش بزرگ در نسل های ایرانی/ افزایش خودباوری، فردگرایی، خلاقیت و جهان‌وطنی از نسل قدیم به نسل جدید

    یک چرخش بزرگ در نسل های ایرانی/ افزایش خودباوری، فردگرایی، خلاقیت و جهان‌وطنی از نسل قدیم به نسل جدید

  • علی میرسپاسی و گذر از «افسانه ملی حقارت» و چرخه عقب ماندگی/ بازخوانی مدرنیته ایرانی / چرا باید پرسش تاریخی ایرانیان تغییر کند؟

    علی میرسپاسی و گذر از «افسانه ملی حقارت» و چرخه عقب ماندگی/ بازخوانی مدرنیته ایرانی / چرا باید پرسش تاریخی ایرانیان تغییر کند؟

  • رشد فساد و ارتباط آن با تضعیف روزنامه نگاری/ مخاطره ها و تنگنای دیده‌بانان/ زندگی سالم بدون روزنامه‌نگاری مستقل ممکن نیست

    رشد فساد و ارتباط آن با تضعیف روزنامه نگاری/ مخاطره ها و تنگنای دیده‌بانان/ زندگی سالم بدون روزنامه‌نگاری مستقل ممکن نیست